شمارهٔ ۷۶۶
هوش مصنوعی: این شعر، بیانگر غم و فراق عاشقانه شاعر است. او از دوری معشوق ناراحت است و احساس میکند که نمیتواند دلش را از غم آزاد کند. شاعر به یادگاری از عشق و دوستی اشاره میکند و از دردهایش به خاطر عدم رسیدن به محبوب شکایت میکند. او همچنین از امید به وصال در آینده و عشقش به محبوب سخن میگوید. در نهایت، شاعر باز هم از رنج هایش به سبب رقابت و دوری از معشوق سخن میگوید و به انتقام زمانه از دلش اشاره میکند.
هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دلهرگز نبردمی دگر از غصّه نامِ دل
هوش مصنوعی: به هیچ وجه اگر کنترل دل من در دست من باشد، هرگز اجازه نمیدهم که دیگران از غم و اندوه دل من باخبر شوند.
بسیار دست و پای زدم در خلاصِ جانرویِ خلاص نیست به حیلت ز دامِ دل
هوش مصنوعی: من تلاش زیادی کردم تا از بندهای دل رهایی یابم، اما بهراستی که راهی برای نجات وجود ندارد.
از بدوِ کون اگر غم و دل توأمان نبُدپس بی غم از چه نیست زمانی مقام دل
هوش مصنوعی: اگر از ابتدای وجود، غم و دل با هم نبودهاند، پس چرا در زمانهایی حال دل بیغم نیست؟
بادِ صبا میانِ من و دوست محرم استجز او به دوستان که رساند پیامِ دل
هوش مصنوعی: بادِ صبا تنها کسی است که میتواند میان من و دوست از حال و احوالم صحبت کند. هیچ کس دیگری جز این باد نمیتواند پیام قلبیام را به دوستان برساند.
ای یادِ صبح عرضه کن از لطفِ بی دریغدر بندگیِ حضرتِ جانان سلامِ دل
هوش مصنوعی: ای یادِ صبح، از بخشش بیدریغ خودت، در خدمت عشق و محبت خداوند، سلامی از دل بفرست.
گو جایِ مهرِ توست اگر نه نکردمیچندین مبالغت ز پیِ احترامِ دل
هوش مصنوعی: اگر عشق تو نبود، به خاطر احترام به دلم، این همه زیادهگویی نمیکردم.
عمرم بدین امید به سر شد که عاقبتروزی رسم مگر ز دهانت به کامِ دل
هوش مصنوعی: عمر من به این امید گذشت که روزی به طور ناگهانی چیزی از دهان تو بشنوم که خواستههایم را برآورده کند.
می بود پیش ازین و کنون می کنم غذااز خون که تا به لب برسیده ست جامِ دل
هوش مصنوعی: قبل از این، در حال نوشیدن شراب بودم، اما اکنون به خاطر غم و اندوهی که دارم، غذا را از خون دل خود تهیه میکنم، چرا که جام دل تا لبهای من پر شده است.
چندین نزاریا چه خوری غصّه از رقیبآری به روزگار کشند انتقامِ دل
هوش مصنوعی: چندین نفر را که غمگین هستند، تا کی باید از رقیب ناراحت باشی؟ آنها روزی انتقام دل تو را خواهند گرفت.