شمارهٔ ۷۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و زوال گلها پرداخته و در عین حال به مضائب و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند. شاعر به زیبایی گلها و تجمع پرندگان در کنار آنها میپردازد، اما در عین حال به ناامیدی پرندهای مانند عندلیب که همیشه در انتظار گل است، اشاره میکند. زندگی و زیبایی مانند گل، از دوام و ثبات برخوردار نیست و زمانه بیوفایی را نشان میدهد. در نهایت، یادگار گل همواره با خاری همراه است که نشاندهندهی درد و رنجی است که در کنار زیبایی وجود دارد.
نیسان فکند باز عرق بر عذارِگللؤلویِ آب دار نگر در کنار گل
هوش مصنوعی: نسیم به آرامی عرق به چهره گل لؤلویی میزند، نگاهی به کنار گل بینداز.
درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذروجمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل
هوش مصنوعی: پرندههای زیبا و رنگارنگ، همچون درّاج، سار، فاخته و بلبل، دوباره جمع شدهاند تا روز زیبای گلکاری را جشن بگیرند.
دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خارچندین نگاه بان ز یمیمن و یسارِ گل
هوش مصنوعی: دیوار و در محصور شده و با چوبهای خاردار احاطه شده است، و بسیاری از نگاهها به سمت راست و چپ گل معطوف شده است.
بی چاره عندلیب که روزی هزار بارجانش به لب برآمده در انتظارِ گل
هوش مصنوعی: عندلیبی بدبخت که هر روز هزار بار جانش به لب میآید، در انتظار شکوفایی گل است.
با این همه رقیب که بر گل گماشتندیک دم نبود ایمن و فارغ ز کارِ گل
هوش مصنوعی: با وجود این همه رقیبی که برای نگهداری از گل تعیین شدهاند، هیچ وقت نمیتوان به راحتی و بدون نگرانی از وضعیت گل آرامش داشت.
بلبل سر از خروش تهی کرده وز بخورپر عطر کرده مغز گلابی بخارِ گل
هوش مصنوعی: پرندهای که دیگر نغمهای نمیخواند، از عطر گلها سرمست شده و در حال استشمام بوی خوش گلابی میباشد.
گه باد بر چمن کند اوراقِ گل نثارگه می کند سحاب لآلی نثارِ گل
هوش مصنوعی: گاهی باد، گلبرگهای گل را بر زمین میپاشد و گاهی باران، مرواریدهایی از گل را پراکنده میکند.
چون روزگارِ ما که وفا با کسی نکردبا عندلیب هم نکند روزگار گل
هوش مصنوعی: روزگار به هیچ کس وفا نمیکند، حتی با پرندهای که در میان گلها زندگی میکند هم رحم نمیکند.
با ما زمانه در جدل از عمرِ بی ثباتاو نیز هم ز مدّتِ ناپایدارِ گل
هوش مصنوعی: زمانه در حال جدل با ماست و عمر خودش نیز همانند عمر ناپایدار گل، بی ثبات و گذراست.
از گل به یادگار تو ماندی نزاریاآری همیشه خار بود یادگارِ گل
هوش مصنوعی: تو مانند گلی هستی که با خود یادگاری از آن به جا گذاشتهای، اما آن یادگار تنها خارهایش را نمایان میکند.