شمارهٔ ۷۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی گل است. شاعر از حس خوب و شادی که در کنار گل تجربه میکند، سخن میگوید. او به لطافت و خنکی می اشاره دارد که گل به او میبخشد و همچنین غم و فراق دوستش را که باعث اشک ریختن او میشود، توصیف میکند. شاعر توصیه میکند که در سختیهای زندگی، به شادی نوشیدن میپردازد و از زیباییهای زندگی لذت ببرد. او در نهایت تأکید میکند که حتی اگر گلها جاودانه نباشند، یاد آنها و زیباییشان برای او کافی است.
رونق گرفت کارِ من از روزگارِ گلخوبی و دل بَری ست مرا در کنارِ گل
هوش مصنوعی: زندگی من با زیبایی و خوبی که در زمان گل وجود دارد، رونق گرفته و من از این که در کنار گل هستم لذت میبرم.
لطفِ رحیق یافت مزاجِ لطیفِ میآبِ عقیق بود رخِ آب دارِ گل
هوش مصنوعی: نوشیدنی خوشمزه و دلپذیر، به مانند مزاجی لطیف، شبیه آب زلال و نرم گل، زیبایی خاصی دارد.
هر دُر که ریخت دیدۀ من در فراقِ دوستآورد ابر کرد سراسر نثارِ گل
هوش مصنوعی: هر گلی که از چشمان من در غم دوری دوست ریخته میشود، مانند بارانی است که تمام زمین را پر از گل کرده است.
می خور به وقت باش تو از جورِ روزگارگه در پناهِ باده و گه در جوارِ گل
هوش مصنوعی: در زمانهای سخت، کمی به خودت استراحت بده و از لذتهای زندگی بهرهمند شو. گاهی در امنیت نوشیدنیهای خوشمزه و گاهی در کنار زیباییهای طبیعت.
بی گل رُخی که چون گلِ رخ سارِ او به رنگیک گل نبوده در همه ایل و تبارِ گل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهرهی معشوق خود اشاره میکند و میگوید که هیچ گلی در هیچ قوم و نژادی به زیبایی چهرهی او وجود ندارد. این بیان نشاندهندهی یکتایی و خاص بودن معشوق در میان زیباییهاست.
گل را به باغ گر نبود جاودانه کارما را بس است رویِ چو گل یادگارِ گل
هوش مصنوعی: اگر در باغ جایی برای گل نباشد، کار ما تمام است؛ یادگاری از گل که روی همچون گل است.