شمارهٔ ۸۰۶
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان عشق و شوریدگی خود میپردازد و از شکستن توبهاش خبر میدهد. او خود را مست از عشق و زیبایی میداند و با فرو انداختن نشانهای زهد و تقوا، به زندگی غیرمتعارف خود ادامه میدهد. او از زیباییها، شراب و موسیقی لذت میبرد و به سادگی به سمت آرزوهایش حرکت میکند. همچنین به انتقاد از حسودانی میپردازد که او را متهم به ریا میکنند و نشان میدهد که با وجود تمام مشکلات، پیوندش با دوست ارزشمندتر از هر چیزی است. در نهایت، او تأکید میکند که غم دیگران را نمیخورد و به دنبال عشق و خوشی خود است.
بیار باده به من ده که توبه بشکستماگرچه من ز الستِ ازل چنین مستم
هوش مصنوعی: باده بنوشان تا به یاد بیاورم که توبهام را شکستهام، هرچند از آغاز وجودم در مستی به سر میبرم.
ز بامِ گنبد نه تشت آسمانِ غرورفرو فتادم و تاسِ وجود بشکستم
هوش مصنوعی: از بلندای گنبد آسمانِ خودخواهی سقوط کردم و حس وجودم را از دست دادم.
کلاهِ تقیه و دستارِ زاهدی از سرفرو نهادم و زنّار بر میان بستم
هوش مصنوعی: من کلاهی که نشانه احتیاط و تقیه بود را از سر برداشتم و بند زاهدی را به دور کمرم بستم.
شراب و شاهد و آوازِ چنگ و من راغبصلایِ نوش برآمد به طبع بنشستم
هوش مصنوعی: شراب و معشوق و صدای چنگ، مرا به نوشیدن واداشت، به همین خاطر نشستم و گوش سپردم.
گوشِ من برسد ترجمانِ باد صبانه حرفِ پیر که از خانقه برون جستم
هوش مصنوعی: من میخواهم صدای نسیم صبحدم را خوب بشنوم، نه کلام کهنهای که یک پیرمرد از سرِ تکمین و اعتکاف میزند.
حسود اگر چه خراباتی ام نام نهادز ننگِ محتسب غلتبوس وارستم
هوش مصنوعی: حسودها اگرچه من را به عنوان یک فرد خراباتی و بیسر و سامان معرفی کردهاند، اما من از ننگ و عیبجویی آنها رهایی یافتهام.
ز توبه توبه کنم چون درین روش که منمبه توبه کردنِ کلّی نمی دهد دستم
هوش مصنوعی: من از توبه ناامید شدم، زیرا در راهی که من هستم، توانایی توبه واقعی را ندارم.
اگر تمامتِ خلقِ جهان ز من ببرندچه باک دارم از آن چون به دوست پیوستم
هوش مصنوعی: اگر تمام مردم جهان هم از من جدا شوند، برایم مهم نیست، چون به دوستی دست یافتهام.
غمِ بروتِ نزاری نمی خورم نه مگرکه در جهان غم ریشِ کسی دگر هستم
هوش مصنوعی: من به غم و اندوه تو اهمیت نمیدهم، مگر اینکه در این دنیا غم و اندوه دیگری هم وجود داشته باشد که بر من تأثیر بگذارد.