شمارهٔ ۸۰۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد توبه و مستی است. شاعر از شکستن توبهاش سخن میگوید و میگوید که با نوشیدن شرابی از خم خمیر، دچار شوری و سرمستی شده است. او به این نکته اشاره میکند که هرگاه کسی از او طلب آرامش و خمار کند، او با عمد به آنها پاسخ میدهد. شاعر به تلخیهایی که در زندگی تجربه کرده، اشاره میکند و نیز به این که از ملامتهای دیگران فرار کرده است. او بر احساسات خود در مورد شوریدگی و مستیاش تأکید میکند و در نهایت ابراز میدارد که این حالتها جزئی از وجود او هستند و اگر مست و شیدا شده، گناهی ندارد.
آوازه در افتاد که من توبه شکستمنه نه نه چنان است که من توبه پرستم
هوش مصنوعی: خبر در همه جا پیچیده که من عهد و پیمان خود را شکستم، اما اینطور نیست که من توبه را رها کردهام.
دادند به من چاشنی یی از خمِ مبدااز جرعۀ آن جام چنین واله و مستم
هوش مصنوعی: به من قطرهای از نوشیدنی زلال و دلنشینی دادند که از اولین منبع نشأت میگرفت. به خاطر آن جام، اکنون به شدت شگفتزده و سرمست هستم.
ز آن گاه که دادند به من مشربۀ خضرخالی نبودم یک دم از آن مشربه دستم
هوش مصنوعی: از زمانی که به من جام خضر دادند، هیچگاه از آن جام دور نشدهام.
بردارم از آن مشربه جامی و به عمداهر تشنه که درخواست خمارش بشکستم
هوش مصنوعی: من از آن میخانه جامی برمیدارم و به طور عمدی هر گرسنهای را که برای نوشیدن شرابی از من درخواست کند، سیراب نمیکنم.
تا خود چه کشد روز مظالم ز مکافاتگیرم که من از طعنۀ بدخواه بجستم
هوش مصنوعی: به انتظار عواقب تلخ روزهای ناگوار هستم، زیرا من از انتقادات و حسادتهای بدخواهان دوری کردهام.
گو بیهده بر خیز به تشنییع و ملامتمن خود ز میان رفتم و با گوشه نشستم
هوش مصنوعی: با بیفایده دانستن سرزنش و ملامت من، خودم را کنار کشیدم و به تنهایی گوشهای نشستم.
مجموعِ مقیمانِ سماوات گواه اندبر محضر شوریدگی خویش که بستم
هوش مصنوعی: تمام ساکنان آسمانها بر شوری که در درون خود دارم گواهی میدهند که این احساسات را در خود به ثبت رساندهام.
چندان که برون آمدم از نیستیِ خویشتا خود چه بماند همه آن است که هستم
هوش مصنوعی: هر چه از حالت عدم و نبود خود خارج شدم، در نهایت چیزی که باقی میماند فقط خود من است.
معذورم اگر مستم و شوریده سر ای یارکز جملۀ مستانِ صبوحیِ الستم
هوش مصنوعی: اگر من مست و پریشان باشم، مرا ببخش، ای دوست، زیرا که من هم بخشی از جمع مستانی هستم که در صبحگاهان سرشار از شادی و مستیاند.
در بار منه تاسِ حجابم که من این تشتاز بام فکندم چو نزاری و برستم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از خود میگوید که دیگر حجاب و پوششهایی که برای خود درست کرده بود را کنار گذاشته و به نوعی به آزادی و رهایی دست یافته است. او به تصویر انداختن یک حالت سبکباری و درونی اشاره دارد که با کنار گذاشتن این موانع به دست آمده است. همچنین به نوعی به تفاوت خود با دیگران نیز اشاره میکند که در این مسیر به جایگاهی رسیده که میتواند خود را نشان دهد.