شمارهٔ ۸۵۳
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از توبهای صحبت میکند که در آن تصمیم به ترک نوشیدنیهای الکلی گرفته است. اما به رغم این تصمیم، اعتراف میکند که نتوانسته به آن پایبند بماند و دوباره به درون خود و مشکلاتش باز میگردد. او در جهانی با درد و سختی زندگی میکند و احساس میکند که در محشر هر لحظه در حال حسابرسی است. شاعر به درک عمیقتری از خود و خدا دست مییابد و در تلاش است تا از بند دنیا و هوسها آزاد شود. او درباره دگرگونی روحی خود و پیشرفت در مسیر معرفت سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که وجود خود و دیگران در جوهره به یکدیگر وابسته است. شاعر به دنبال تحقق معانی عمیقتری از زندگی است و هرگز از تلاش در این راه دست برنمیدارد.
توبه ای کردم و گفتم که دگر می نخورمتا منم باز دگر نام من و می نبرم
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که دیگر شراب نخورم و نام خود را از آن جدا کنم، اما دوباره به سراغ آن میروم و عهد خود را میشکنم.
به ستم توبه ی مستحکم من بشکستندچه قضا بود که ناگاه درآمد به سرم
هوش مصنوعی: توبه ی محکم و استوار من را به زور و ستم شکستند و ناگهان فکری به سرم رسید که باعث این اتفاق شد.
طمعم بود که از غیب حضوری بخشندچون بدیدم من مسکین نه سزای حضرم
هوش مصنوعی: من امیدوار بودم که از عالم غیب حضوری به من عطا شود، اما وقتی که نگریستم، متوجه شدم که من آدم مسکینی هستم و لیاقتی برای آن حضوری ندارم.
محشر این است که من هر دم و هر لحظه دروبل که خود هر نفسی در عرصات حشرم
هوش مصنوعی: این عالم بزرگ، برای من هر لحظه و هر دم، مانند روز قیامت است. به این معنا که من در هر نفس و هر لحظه، در این فضای خاص و محوری قرار دارم.
من به خشنودی دل از سر جان آزادمبر مقامی چه نهم دل که به جان در خطرم
هوش مصنوعی: من به خاطر خوشحالی قلبم از تمام وجودم آزاد هستم، اما نمیدانم در چه جایگاهی قرار بگیرم، چون زندگیام در خطر است.
خبر آن نیست که از کس خبری گویم بازخبر این است که از خویش نباشد خبرم
هوش مصنوعی: من از هیچکس خبری ندارم که بخواهم بگویم، بلکه مسئله این است که خودم هم از حال خودم بیخبر هستم.
گر از اسرار نهان بی خبران بی خبرندای مسلمانان من بی خبر بی خبرم
هوش مصنوعی: اگر مردم از رازهای پنهان بیخبر هستند، ای مسلمانان، من هم از این بیخبری بیخبرم.
من به امرالله در خلق اضافت بینممن به عین الله در عالم اشیا نگرم
هوش مصنوعی: من در آفرینش، به اراده خداوند توجه دارم و با نگاه به حق، به چیزهای موجود در جهان مینگرم.
هوس دنیی و عقبی ز سرم بیرون شدتا به کی عشوه که خاطر بگرفت از سمرم
هوش مصنوعی: رغبت به دنیا و آخرت از سرم خارج شد، تا کی باید به دلربایی ادامه دهم که قلبم را تحت تأثیر قرار داده است؟
سالکم مرحله بر مرحله می پردازممسرعم مرتبه از مرتبه می برگذرم
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، به آرامی و با هدف هر بار از یک مرحله عبور میکنم و به مراحل بالاتر میروم.
به جوان مردی مردان جهان باز که گرهمه عالم به جوی نیست جوی غم نخورم
هوش مصنوعی: به جوانمردی مردان جهان برگرد، زیرا اگرچه تمامی جهان در مشکلات و دشواریها به سر میبرد، من نگران نیستم.
همه بی من بود و هیچ نباشد بی اوراستی آنچه صراط است که من می سپرم
هوش مصنوعی: همه چیز بدون من وجود دارد و هیچ چیزی نمیتواند بدون او وجود داشته باشد. حقیقتاً، آنچه که مسیر زندگی است، من آن را به او واگذار میکنم.
تا کسی را طمع از من نبود ستر و صلاحهر زمان پرده ی پرهیز نزاری بدرم
هوش مصنوعی: هرگاه کسی به من امید و طمع نداشته باشد، من همیشه مراقب و با احتیاط رفتار میکنم و به دور از گناه و ناپاکی زندگی میکنم.