شمارهٔ ۸۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر ابراز میکند که به هیچ دلیلی نمیتواند از روی یار خود چشم بپوشد. حتی اگر مشکلات یا خطراتی برای او پیش آید، همچنان به زیبایی و چهره محبوبش خیره خواهد ماند. او به شدت به یاد یار خود مشغول است و هیچ تهدیدی نمیتواند مانع از این نگاه عاشقانه شود. شاعر خود را به عنوان شخصی مست و عاشق معرفی میکند که حتی در سختترین شرایط نیز عشق و زیبایی معشوق را فراموش نمیکند.
به اختیار ز روی تو بر ندارم چشمبدین قرار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: من از روی تو چشم برنمیدارم و به هیچ قیمتی قصد ندارم نگاهام را از چهرهات دور کنم.
رقیبِ کویِ تو گر دیده های من بخلدبه نوکِ خار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: اگر رقیب تو بخواهد با دیده های خود به من حسادت کند و اجازه ندهد که نگاه کنم، من حتی از نوک خار هم چشمم را از روی تو برنمیدارم.
دمی ز چشم خیالت نمی رود چه عجبگر آشکار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: در هر لحظه از یاد تو چشمم دور نمیشود، چه جای تعجب دارد اگر نتوانم از چهرهات چشم بردارم؟
وگر به دار برآرند هم چو حلّاجمفراز دار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: اگر مرا بر دار بزنند، مانند حلّاج که بر بالا میرود، از روی تو چشم نخواهم برداشت.
وگر کشیده بود تیغ بر سرم قاتلبه جان سپار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: اگر قاتل بر سرم شمشیر کشیده باشد، حتی جانم را فدای تو میکنم و چشمانم را از تو برنمیدارم.
قیامت آید و محشر کنند و عرض دهندبه روزِ بار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی مردم محشر برپا میشود و اعمال را عرضه میکنند، من حتی در آن روز نیز از نگاه کردن به چهره تو کوتاه نمیآیم.
بدین قدر که شود گل ستانِ عارض توبنفشه زار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: به اندازهای که زیبایی صورت تو مانند گل است، من چشمانم را از روی تو برنمیدارم و حتی برای بنفشهها هم توجهی نخواهم کرد.
خوش است خطّ غبارِ تو گردِ لاله ستانبدین غبار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: زیبایی خط و آثار تو به قدری دلانگیز است که من از تماشای آن چشم برنمیدارم، حتی اگر چشمانم به خاک و غبار بیفتد.
من آن نزاری مستم که پیش نوکِ سنانبه اعتبار ز روی تو برندارم چشم
هوش مصنوعی: من در حالتی مست و سرگشته هستم که حتی در برابر تیرکمانهای دشمن، از روی تو چشم برنمیدارم.