شمارهٔ ۸۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت به محبوبش دلبسته و شیفته است. او زیبایی و جذبه محبوب را ستایش میکند و به احساسات عمیقش اشاره میکند. در روز نوروز که دیگران مشغول شادی و جشن هستند، او تنها به فکر محبوبش است و نمیتواند از فکر او رها شود. شاعر از ناتوانی خود در کنترل عشقش میگوید و اعتراف میکند که صبر در برابر جذبه محبوب ممکن نیست. او در وصف زیبایی و لطافت لبهای محبوبش میگوید و بیان میکند که خود او بهتر از هر کس میداند که چه اندازه به او وابسته است.
دلبرا شیفته ی قامت و بالای توامکشته ی غمزه ی مستانه ی شهلای توام
هوش مصنوعی: عزیزم، من به شدت تحت تأثیر زیبایی و قامت تو هستم و دل باختهی ناز و غمزههای دلبرانهی چشمان سیاه تو شدهام.
روز نوروز و همه خلق به خود مشغولندمن مشتاق در اندیشهٔ سودای توام
هوش مصنوعی: روزدل انگیز نوروز است و همه در حال شادی و سرگرمی خود هستند، اما من در افکارم فقط به تو و آرزوهایت مشغول هستم.
نکنم شیفتگی پس چه کنم معذورمنشنوم پند که در بند همه جای توام
هوش مصنوعی: نمیتوانم از عشق تو دست بکشم؛ اگر هم بخواهم، نمیتوانم. حرفهای پندآمیز دیگران را نمیشنوم، زیرا در تمام وجودم اسیر تو هستم.
این محال است که گر چند بکوشم بسیارصبر ممکن شود از روی دل آرای توام
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که تلاش کنم و صبر کنم، امکانپذیر نیست که احساساتم نسبت به زیبایی تو تغییر کند.
از توام صبر محال است که مولای منیبر منت حکم روان است که لالای توام
هوش مصنوعی: صبر من در برابر تو غیرممکن است، چرا که تو مولای من هستی و محبت تو همچون لالایی نرمی در قلب من جریان دارد.
فتنه ام بر دهن چون شکر شیرینتتوتی آینه ی روی مصفای توام
هوش مصنوعی: شیرینی زبانم به خاطر تو مانند شکر است و زیبایی چهرهات برایم همانند توتی است که در آینه نمایان شده.
همه در وصف لب چون شکرت می گویمخود تودانی که نزاری شکرخای توام
هوش مصنوعی: همه درباره لبهای تو که مانند شکر است، صحبت میکنند. اما خودت بهتر میدانی که من چه حسی نسبت به تو دارم و چقدر به تو میدوستم.