شمارهٔ ۸۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خود و ارتباطش با معشوق سخن میگوید. او تأکید میکند که هرچه هست، همه از آن معشوق است و خود را مانند سگی در آستان او میبیند. شاعر به لطفهای بیپایان معشوق اشاره میکند و میگوید که از ابتدا تحت حمایت او بوده است. او خود را در امتحانهای زندگی مییابد و ناتوانیاش را به خاطر عشق به معشوق میپذیرد. همچنین، شاعر از گذر از زندگی، زمان و مکان سخن میگوید و خواستهاش تنها در عشق و نزدیکی به معشوق است. در نهایت، تأثیرات متفاوتی که عشق بر او دارد را بیان میکند و به حالتهای مختلفی از زاری و شادی در عشق اشاره مینماید.
اگر چه هیچ نی ام هر چه هستم آن تواممرا مران که سگ بر آستان توام
هوش مصنوعی: اگرچه من در واقع هیچ هستم، اما هرچه دارم از توست. مرا دور نکن که مثل سگی وفادار در درگاه تو ایستادهام.
به زلتی که رود از نظر میندازمکه برگرفته ی الطاف بی کران توام
هوش مصنوعی: من به کمبودها و اشتباهات خود نگاه میکنم و متوجه میشوم که همه آنها ناشی از نعمتهای بیپایان توست.
بر اعتماد قبول توام کز اول عهدعنایت توبه من گفت ضمان توام
هوش مصنوعی: من به اعتماد قبول تو هستم، چرا که از همان آغاز عهد محبت، توبهام را ضمانت کردی.
نماند هیچ ز من و ز تغلب سوداهنوز بر سر بازار امتحان توام
هوش مصنوعی: هیچ اثری از من و آرزوهای بیهودهام باقی نمانده است، و هنوز هم در حال آزمون و امتحان تو هستم.
توانم از سر جان در هوای تو برخاستغلط شدم نتوانم که ناتوان توام
هوش مصنوعی: من میتوانم با تمام وجودم برای عشق تو تلاش کنم، اما در حقیقت اشتباه کردم چرا که قادر به این کار نیستم و در مقابل تو ناتوانم.
چه می کنم ز زمین و زمان و کون و مکانهمین مراد مرا بس که در زمان توام
هوش مصنوعی: چه کار میتوانم بکنم با این دنیا و تمام موجوداتش، تنها این برای من کافی است که در زمان تو هستم.
به عون مرحمتم زین صراط برگذرانکه بر سر آمده از پای نردبان توام
هوش مصنوعی: با کمک و رحمت تو مرا از این مسیر عبور بده، زیرا من در بالای نردبان تو به سر میبرم و بر زمین ماندهام.
به آمدن چو خوشم داشتی به وقت رحیلخوشم روان کن ازین جا که میهمان توام
هوش مصنوعی: اگر روزی خوشحال به نزد تو میآمدم و اکنون زمان رفتن است، لطفاً مرا از اینجا ببر، زیرا من میهمان تو هستم.
گهی نزاری زارم گهی به زاری زاربه هر صفت که برون آوری همان توام
هوش مصنوعی: گاهی دچار افسردگی و ناراحتی هستم و گاهی به شوق و خوشحالی. در هر حالتی که مرا توصیف کنی، باز هم همان من هستم.