تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۹۰۰

ما چو از بَدْوِ ازل باده‌پرست آمده‌ایمپس یقین است که مستان ز الست آمده‌ایم
قول تحیون و تَموتون نه نبی فرموده‌ستمست خواهیم شدن باز که مست آمده‌ایم
مستی ما نه ز خمرست بیا تا بینینیستانیم که در عالم هست آمده‌ایم
عاقبت صحبت خورشید ندارد خفاشما روانیم نه از بهر نشست آمده‌ایم
طاق ابروی بتان قبله‌گه اهل دل استلاجرم از پی بت لات‌پرست آمده‌ایم
چون نزاری نزار از هوس مهرویانماهیانیم که در شست به شست آمده‌ایم