شمارهٔ ۹۰۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که ما از آغاز خلقت به عشق و بادهپرستی آمدهایم و به همین دلیل میدانیم که مست از عشق خدایی هستیم. شاعر اشاره میکند که دعوای زندگی و مرگ هم تنها سخنی از نبی است و ما میخواهیم دوباره مست شویم. مستی ما به خاطر شراب مادی نیست، بلکه یک حالتی از وجود و عشق است که در عالم هستی به او خواهیم رسید. او به نوعی تأکید میکند که ما تنها برای نشستن و گذراندن وقت نیامدهایم، بلکه برای درک و شناخت عشق حقیقی و دلبستگی به معشوق آمدهایم. در پایان، شاعر از هوس و عشق به معشوقان میگوید و خود را همچون ماهیانی میبیند که در این دنیا در جستجوی معنا و عشق حقیقی هستند.
ما چو از بَدْوِ ازل بادهپرست آمدهایمپس یقین است که مستان ز الست آمدهایم
هوش مصنوعی: ما از آغاز دنیا عاشق نوشیدن باده بودهایم و بنابراین مطمئنیم که عاشقان حقیقی از پیش از این دنیا آمدهاند.
قول تحیون و تَموتون نه نبی فرمودهستمست خواهیم شدن باز که مست آمدهایم
هوش مصنوعی: میگوید که وعدهای که شما میدهید و میگویید زندهاید و خواهید مرد، تنها از سوی پیامبر نیست. ما به زودی در حالتی سرمست خواهیم شد، چون قبلاً هم در این حالت بودهایم.
مستی ما نه ز خمرست بیا تا بینینیستانیم که در عالم هست آمدهایم
هوش مصنوعی: مستی ما از شراب نیست، بیایید تا ببینید که ما در این دنیا به چه حال و روزی هستیم و برای چه آمدهایم.
عاقبت صحبت خورشید ندارد خفاشما روانیم نه از بهر نشست آمدهایم
هوش مصنوعی: در نهایت، گفتوگو با خورشید نتیجهای ندارد، زیرا ما مانند خفاشها هستیم. ما در اینجا نیستیم که برای نشستن و آرامش بیاییم.
طاق ابروی بتان قبلهگه اهل دل استلاجرم از پی بت لاتپرست آمدهایم
هوش مصنوعی: طبیعت ابروی زیبای معشوقان، مکان نیایش دلشکستگان است. به همین خاطر ما نیز به دنبال و از پی معبودان دروغین آمدهایم.
چون نزاری نزار از هوس مهرویانماهیانیم که در شست به شست آمدهایم
هوش مصنوعی: من به خاطر علاقهام به زیباییها و دلرباییهای معشوقان، به شدت آسیبپذیر و ضعیف شدهام و احساس میکنم که در چنگال این جذابیتها گرفتار آمدهام.