شمارهٔ ۹۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و روز افرادی میپردازد که خود را از اهل دل نمیدانند و به نوعی درگیر دغدغههای دنیا هستند. شاعر میگوید که ما نه مست و نه هشیاریم و بار سنگین فطرت را بر دوش داریم. همچنین، اگر کسی به سراغ ما بیاید، به این دلیل است که ما در واقع لیاقت یاری را نداریم و به درستی در بند دل نبوده و از عمق عشق و معنویت دوریم. به عبارت دیگر، ما شایستهی محبت و یاری نیستیم.
ما از آن مستان که پنداری نِهایملایقِ مستی و هشیاری نِهایم
هوش مصنوعی: ما از آن افرادی هستیم که به نظر میرسد اهل مستی نیستیم، اما در واقع نه لایق مستی هستیم و نه به هشیاری آشنا.
از گرانبارانِ حملِ فطرتیمزان گرانجانان سرباری نِهایم
هوش مصنوعی: ما از افرادی هستیم که بار سنگین فطرت را به دوش میکشیم و به همین دلیل از آن دسته انسانهای ارزشمند و بزرگوار دوری نمیگزینیم.
گو میامیزید با ما اهلِدلزان که ما در بندِ دلداری نِهایم
هوش مصنوعی: شما با ما کسانی که اهلِ دل و عشق هستند، درآمیزید، زیرا ما درگیر محبت و دلجویی نیستیم.
یار اگر بر در زند ما را رواستزان که شایستهی یاری نِهایم
هوش مصنوعی: اگر دوست بر در ما بیافتد، بر ما رواست، چون ما شایستهی یاری او نیستیم.