شمارهٔ ۹۵۱
هوش مصنوعی: شاعر از باد درخواست میکند که پیامی به محبوبش برساند. او از باد میخواهد که بوسهای بر لب محبوب بگذارد و اگر امکان دارد، بازویی به دور کمر او بیندازد. همچنین خواستههایش را با زبانی خوش و محترمانه بیان کند. شاعر امیدوار است که با این پیامها، او بتواند عشقش را ابراز کند و هر چه زودتر به محبوبش برسد. او همچون لیلی و مجنون از باد میخواهد که مانند زید، نامهاش را به محبوبش برساند و در نهایت میخواهد به محبوبش بگوید که جانش را به خاطر این محبت و پیام رسانی فدای او میکند.
از من ای باد سلامی به فلانی برسانبوسه ای بر لبِ تنگ دهانی برسان
هوش مصنوعی: ای باد، لطفاً سلامی به آن شخص برسان و بوسهای بر لبهای زیبایش بگذار.
از دو دستِ منِ سرگشته اگر دست دهدکمری ساز و به باریک میانی برسان
هوش مصنوعی: اگر از دستهای سردرگم من، کمری به وجود بیاید، آن را به باریکی میان برسان.
در برش گیر و بسی خدمت اخلاص از منبه زبانی خوش و پاکیزه بیانی برسان
هوش مصنوعی: در کنار تو قرار گرفتم و به خاطر رویکرد خالصانهام، میخواهم با زبانی زیبا و دلنشین احساسات و خدمتهایم را بیان کنم.
تا مگر کم رود آبِ سرم از خاکِ درشوقتِ بازآمدن ای باد نشانی برسان
هوش مصنوعی: به امید اینکه وقتی که از تو دور شدم و آب وجودم کم شد، ای باد، نشانی از من به کسانی برسانی که منتظر بازگشتم هستند.
زید چون برد ز لیلی سویِ مجنون مکتوببه منِ والدهِ معتوه چنانی برسان
هوش مصنوعی: زید، زمانی که نامهای از لیلی به مجنون آورد، از تو میخواهم که این نامه را به مادر دیوانهام برسانی.
تو پیام آور و تا من به نزاری گویمجان من مژده پیغامرسانی برسان
هوش مصنوعی: تو فرستادهای و من میخواهم به نزاری بگویم که جان من خبر خوشی از پیامآور برسان.