شمارهٔ ۹۵۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی رابطهی عاشقانه و پیچیدگیهای آن صحبت میکند. گوینده به فردی که مدام عهد میبندد و سپس پیمان میشکند، میگوید که اگر واقعاً میخواهد با او همراه باشد، باید به این پیوند وفادار بماند. او بیان میکند که از ابتدا این پیوند وجود داشته و در نهایت نمیتوان از دوستی و محبت دست برداشت. در ادامه به این نکته اشاره میشود که اگر کسی به طعنه و حسرت زندگی کند، به جای لذت از عشق، باید از درد و رنج رها شود. در نهایت، تاکید میشود که اگر کسی واقعاً عاشق است، باید تمامی قید و بندهای دنیا را رها کند و به عشق خالص بپردازد.
چه میخواهی پیاپی عهد بستنچو عادت کردهای پیمان شکستن
هوش مصنوعی: تو چرا مدام عهد و پیمان میبندی، در حالی که به شکستن آن عادت کردهای؟
به جان میبایدم پیوند با توگرم پیوندِ جان خواهی گسستن
هوش مصنوعی: من باید با تو به شدت پیوند بخورم، اما اگر بخواهی، میتوانی این پیوند را قطع کنی.
اگر خواهی به حسرت سینه سفتنورم خواهی به کزلک دیده خستن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که به درد و حسرت در دل خود بیفتی، باید مثل گلولهای بیرحم به سوی چشمانت بیفتی و آنها را خسته کنی.
نه آن صیدم که با جانان بکوشمتوانم هرگز از قیدِ تو جستن
هوش مصنوعی: من آن صید تو نیستم که بخواهم برای دسترسی به محبوبم تلاش کنم، هرگز نمیتوانم از بند تو رها شوم.
چه بودهست اتّصال از بدوِ فطرتبه مرگ از دوستی نتوان برستن
هوش مصنوعی: از زمانی که انسان خلق شده، ارتباط او با مرگ وجود داشته و از آنجا که دوستی نمیتواند به این ارتباط پایان دهد، نباید انتظار داشت که این ارتباط قطع شود.
مرا از زندگانی در جهان چیستزمانی با دلآرامی نشستن
هوش مصنوعی: زندگی در این دنیا برای من چه معنایی دارد، وقتی که فقط میتوانم زمانی را با آرامش در کنار دلبرم سپری کنم؟
ز گل گر خنده میخواهی نزاریچو ابرت بر سرش باید گرستن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از گل خنده بگیری، باید مانند ابر بر سر آن ببارانی.
قدم چون در نهادی در پی دلز نام و ننگ باید دست شستن
هوش مصنوعی: هرگاه قدم به راهی بگذاری، برای دل خود باید از نام و ننگ دست برداری.
اگر چون سنگ تن در جور دادنوگر با نازنینان در ببستن
هوش مصنوعی: اگر بتوانی مانند سنگ به سختی بر مشکلات صبر کنی یا با عزیزان و دلباختگان در ارتباط و پیوند باشی.