بخش ۱۵ - هدایت پدر
هوش مصنوعی: شعر درباره پدر رحمت الله است که به فرزندش میگوید در زندگی باید هوشیار باشد و از تجربیات او بهرهبرداری کند. پدر گفت که جوانی و بیخودی برخلاف دانایی است و در زندگی برای عبور از موانع باید یاد بگیرد چگونه باید رفتار کند. او در نهایت به فرزندش میآموزد که در این مسیر، باید آموختهها را یکجا و با یک بارگی بپذیرد.
پدر رحمت الله چو آگاه شدکه دستم ز تدبیر کوتاه شد
هوش مصنوعی: زمانی که پدرم متوجه شد که نمیتوانم به تنهایی از عهده کارها برآیم.
به من گفت جان پدر هوش داربه سمع رضا پندِ من گوش دار
هوش مصنوعی: به من گفت که به خاطر جان پدرت مراقب باش و به حرفهای من گوش کن تا رضایت حاصل شود.
جهان دیده و تجربت کردهامبسی سرد و گرم جهان خوردهام
هوش مصنوعی: من در دنیای اطرافم بسیار چیزها دیدهام و تجربه کردهام. سختیها و راحتیهای زندگی را چشیدهام.
جوانی و ناباکی و بیخودیبود ضدّ دانایی و بخردی
هوش مصنوعی: نوجوانی، بیخبر بودن و بیخیالی، به نوعی با آگاهی و خردمندی در تضاد است.
ولی چون در آیند ازین پهن دشتبرین پل ضرورت بباید گذشت
هوش مصنوعی: اما وقتی که از این دشت وسیع عبور کنند، لازم است که از این پل عبور کنند.
بیاموزمت شرط می خوارگیبر آن جمله خوکن به یک بارگی
هوش مصنوعی: به تو یاد میدهم که چگونه در میخواری درست رفتار کنی؛ به طوری که با یک بار نوشیدن، همه چیز را فراموش کنی.