بخش ۱۹ - حکایت
هوش مصنوعی: شخصی در شهر تون زندگی میکرد که صحبتهایش باعث ناراحتی مردم میشد. او هرگز بلافاصله از هم نشینی و نوشیدن شراب فراق نمیجست و دوستانش هم از او رنج میبردند. این عادت او بود که هرگز دست از این کار برنمیداشت و حتی وقتی به زور هم او را از مجلس بیرون میبردند، به سرعت به خانهاش برمیگشت.
یکی بود در شهرِ تون پیش ازینکه از صحبتش خلق بودی حزین
هوش مصنوعی: در گذشته، فردی در شهر تون زندگی میکرد که صحبتهایش سبب اندوه و ناراحتی مردم میشد.
نبودی دمی بیحریف و شرابحریفان و لیکن ازو در عذاب
هوش مصنوعی: مدتی بدون دوست و شراب خوش گذران نبودهام، اما در عین حال از این وضعیت در رنج و عذاب هستم.
عجب عادتی خوی بیچاره بودنه گهگاه بودی که همواره بود
هوش مصنوعی: چه عادت عجیبی داشت این بیچاره! نه اینکه گاهی اوقات اینگونه باشد، بلکه همیشه همینطور بود.
ز مجلس به هر چاره و حیلتینرفتی برون تا نخوردی لتی
هوش مصنوعی: تو با همه تدبیرها و راههای ممکن نتوانستی از جمع خارج شوی تا اینکه ضربهای را تجربه کردی.
چو دستش فرو کوفتندی و سختسویِ خانه رفتی سراسیمه بخت
هوش مصنوعی: زمانی که او به شدت دستش را به زمین کوبید و با اضطراب به سمت خانه رفت، بخت و اقبالش نیز تحت تأثیر قرار گرفت.