بخش ۱۸ - دو تعلیم
هوش مصنوعی: این متن شامل دیدگاههایی درباره تأثیر آموزش و رابطه با دیگران در تربیت و رشد فردی است. این شعر به گروهی از افراد پخته و با تجربه اشاره دارد که در فنون مختلف هنری و اسرار معنوی آگاه هستند. شاعر به دو نوع آموزش اشاره میکند: یکی از جوانان خودرأی که در مسیر نادرست میروند و دیگری از نصیحتگران با تجربه که سخنان آموزندهای دارند.
شاعر به تأثیر مثبت این آموزشها بر خودش اشاره میکند و ضرورت حفظ اخلاق و رفتار نیکو را یادآور میشود. او به جوانان توصیه میکند که از خودپرستی و خودرأیی دوری کنند و به جای آن، از رهنمودهای خردمندانه پیروی کنند. در نهایت، او بر اهمیت عادتهای خوب و نیکو، و خطر عادتهای بد تأکید کرده و راهی به سوی رشد و تعالی را پیشنهاد میدهد.
گروه سه دیگر جهان گشتگانهمه پخته کاران آغشتگان
هوش مصنوعی: گروه سومی که در جهان هستند، شامل افرادی میشود که تجربیات زیادی دارند و کارهای خود را با دقت انجام میدهند.
ریاضت کشان در فنون هنرز اسرارِ مردانِ حق با خبر
هوش مصنوعی: کسانی که در هنرهای مختلف تمرین و تلاش میکنند، از رازهای مردان حق و حقیقت آگاه هستند.
ز دنیا و دین بهره برداشتهسر حرص و کین پی سپر داشته
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی از دنیا و دین خود بهرهمند است و برای حمایت از خود به دنبال بهانههایی برای حرص و دشمنی میباشد.
خردمند پاکیزه اخلاق و خوپرستندۀ رسم و راهِ نکو
هوش مصنوعی: انسان بافرهنگ و داری اخلاق نیک، الگو و پیرو اصول و رفتارهای خوب است.
به تعلیمِ ایشان شده بهرهمندبه رأی رزین و به بخت بلند
هوش مصنوعی: آموزش آنها باعث شده که بهرهمندی از اندیشههای خوب و شانس بالا نصیبم شود.
مرا بود در عنفوان شبابدو تعلیم و هر دو در اندر صواب
هوش مصنوعی: من در جوانی به دو چیز آموزش دیدم و هر دو به راستی مرا راهنمایی کردند.
یکی با جوانان خودرأیِ مستدر افتادن و دست بردن به دست
هوش مصنوعی: یکی به سرورنشینی جوانان مغرور و ناپخته، درگیر میشود و آنها را به چالش میکشد و به مراوده و دست دادن ترغیب میکند.
یکی با نصیحتگرانِ کهنمبارکدم و خوشدل و خوشسخن
هوش مصنوعی: شخصی که با اندرزدهندگان قدیمی و خوشروحیه، خوشکلام و مثبتاندیش در ارتباط است، زندگی پربرکت و خوشحالتی دارد.
چو یک هفته با همسران بودمیتماشا کنان مِیخوران بودمی
هوش مصنوعی: من یک هفته را با دوستان همراه بودم و در حال تماشا از آنها، مشغول نوشیدن میشدم.
هوایِ مقاماتِ پیرانِ رازمرا بر فگندی ازان جمع باز
هوش مصنوعی: هوای مقامهای درویشان و عارفان مرا به جایی کشانده که از آن جمع و اجتماع دور شوم.
زیارت به صاحبدلان بردمینسیمی از آن گلستان بردمی
هوش مصنوعی: نسیمی از آن گلزار را به همراه خود میبردم و به دیدار صاحبدلان میرفتم.
ز قلزم به مقدار ادراکِ خویشنمآلوده میکردمی خاک خویش
هوش مصنوعی: از دریا به اندازه فهم و درک خود، زمین خود را پاک و بدون آلودگی میساختم.
نه خود کز صدفهایِ گوهر نثاربه زیور گران کردمی گوشوار
هوش مصنوعی: من نه از خودم که از مرواریدهایی که از صدفها بیرون میآید، گوشوارهای گرانبها ساختم.
دمِ عیسوی زنده کردی مواتخضِر بودمی خورده آبِ حیات
هوش مصنوعی: با نفس عیسوی، مردگان را زنده کردی، اگر خضر بودم، آب حیات را نوشیده بودم.
از آن جمع چون رخت بر بستمیضرورت به اضداد پیوستمی
هوش مصنوعی: وقتی از آن جمع جدا شدم، ناچار به چیزهای مخالف پیوستم.
چو بر کف مدامت بود بر دوامنگهداشت باید رهِ خاص و عام
هوش مصنوعی: وقتی که در دست کسی چیزی پایدار و مداوم باشد، باید به دقت مراقب آن باشد و راهی مناسب برای نگهداشتن آن پیدا کند، چه برای خودش و چه برای دیگران.
تو هم ای پسر در سرایِ مجازچنان کاقتضا کرد با وقت ساز
هوش مصنوعی: ای پسر، در دنیای فانی، طبق آنچه که مناسب است و در زمانهی خودت جا دارد عمل کن.
بخود رأیی و خود پرستی مروکه هستی به یک جام مستی گرو
هوش مصنوعی: خودت را مطمئن ندان و به خودت بیشتر از آنچه واجب است بها نده، زیرا زندگیات به یک دلیلی وابسته است که ممکن است در جستجوی خوشی و شادمانی باشد.
بکوش ای پسر تا زِ مبدای کاربنای طبیعت نِهی استوار
هوش مصنوعی: ای پسر، تلاش کن که از آغاز طبیعت، بنیانی محکم و استوار بسازی.
طبیعت چو بر خمر بنشست راستپرستیدنِ می مسلّم تراست
هوش مصنوعی: زمانی که طبیعت در خمر بنشیند، حقیقتاً پرستش شراب بر تو واجب میشود.
اگر عادت از ابتدا بد کنیخلافِ ره و رسمِ بخرد کنی
هوش مصنوعی: اگر از ابتدا عادتهای نادرست ایجاد کنی، به خلاف مسیر و چارچوبهای عقل رفتار کردهای.
شود با تو آن عادتِ بد قدیمبمانی زِ بد در عذابِ الیم
هوش مصنوعی: با تو که میمانم، عادتی قدیمی دوباره به وجود میآید و از عذابی سخت رنج میبرم.
و گر خوف را رسم نیکو کنیبدن را به تدریج خوشخو کنی
هوش مصنوعی: اگر به ترس شکل زیبایی بدهی، به مرور زمان بدن را خوشخو میکنی.