بخش ۳۹ - حکایت
هوش مصنوعی: یک ربا خوار بیدان و نادان میباشد که به دشواری و با دروغ، از فردی برات میگیرد. او به دروغ ادعا میکند که هیچ شرابی در خانهاش ندارد، اما دوستانش میدانند که او خم شرابی دارد. در این میان، محصلی به منطقه میآید و به دنبال او میگردد تا شراب را کشف کند. در نهایت، محصل با زحمت و سر و صدا، شراب او را پیدا میکند و او را تنبیه میکند. این داستان نشان میدهد که دروغ و تزویر نمیتواند پنهان بماند و عاقبت بدی به دنبال دارد. شخصیت ربا خوار در نهایت متوجه میشود که باید از فریب و نیرنگ پرهیز کند تا از آسیبهای بعدی در امان بماند.
ربا خوارهای بود؛ بیدانییچه گویم چنانی که میدانیی
«بیدان» و بهلجرد (در ابیات بعد) نام مکان و ناحیه هستند.
براتی به می داشتم از یکیکه این بود ازو به ترک اندکی
هوش مصنوعی: پیامکی از یک شخص داشتم که محتوایش این بود: با او کمی غیبت کردهام.
هم او هم پدر مهتر ده بُدندوکیلان املاک خط ده بدند
هوش مصنوعی: او و پدرش هر دو از پیشوایان و نمایندگان مردم در امور مهم بودند و در اداره املاک و زمینهای منطقه مسئولیت داشتند.
یکی از بهلجرد بر تک نشستبه بیدان شد و کرد او را بهدست
هوش مصنوعی: یک مرد از بهلجرد بر تک نشسته و در حین وزش باد، آن را به دست گرفت.
براتش بداد و فرا پیش کرددر آوردش از مجلس آن سادهمرد
هوش مصنوعی: او را به دیگری سپرد و از جمع کنار زد و آن مرد ساده را از مجلس خارج کرد.
فرومایه سوگند بسیار خَوردز اقرار برگشت و انکار کرد
هوش مصنوعی: آدم بیاراده و بیلیاقت، به شدت سوگند میخورد، اما در نهایت به اقرار خود پشت میکند و انکار میکند.
که از خاصهٔ خویش و ز آنِ پدرندارم شراب و ندارم خبر
هوش مصنوعی: نه شرابی از خودم دارم و نه خبری از پدرم.
ز صد من در آتابه یک من شراباگر هست در، خان و مانش خراب
هوش مصنوعی: اگر از صد من شراب تنها یک من در آبت باشد، از آنجا که خانه و زندگیاش خراب است، نباید به آن امیدوار بود.
بر او جمله دلهای روشن گواهکه خم خانهای دارد آن دلسیاه
هوش مصنوعی: دلهای روشن و پاک همگی شهادت میدهند که آن کسی که دلش سیاه است، صاحب خمخانهای است.
ز جای دگر چون مهیّا نبودبسی جهد کردیم و پوزش نمود
هوش مصنوعی: چون در جای دیگری آمادگی نبود، تلاش بسیار کردیم و از دیگران عذر خواهی کردیم.
به زاری و زر در نیاورد سرنظرها به حیرت در آن بیبصر
هوش مصنوعی: به گونهای ناله و گوشهنشینی نکرد که دیگران به او نگاه کنند و در حیرت بمانند از اینکه او هیچگونه بینایی ندارد.
بدیشان پیآورده بودند و بسنبردند دیگر گمانی به کس
هوش مصنوعی: به آنها خبر داده بودند و دیگر امیدی به هیچکس نداشتند.
علیالجمله میکرد انکار سختبه یک من نشد معترف شوربخت
هوش مصنوعی: در نهایت، به صورت جدی و قاطعانه انکار میکرد، اما به یکباره نتوانست اعتراف کند که او بدبختی است.
حریفان فرومانده نومید و پستهمه نیمهجان و همه نیمهمست
هوش مصنوعی: حریفان در حال شکست و ناامید هستند و همگی نیمهجان و نیمهمست به نظر میرسند.
چنین ناجوانمردییی پیش کردولی هم سزای سر خویش کرد
هوش مصنوعی: او چنین کار ناپسندی انجام داد، اما خود او هم به عواقب کارش دچار شد.
درآمد ز در قاصدی ناگهانکه هین پیشتر پای برگیر هان
هوش مصنوعی: ناگهان پیامآوری از در وارد شد و گفت: "هشدار! زودتر از اینجا بروید!"
که آمد محصّل به بیدان چو گردهمه خان و مانت زبر زیر کرد
هوش مصنوعی: کسی که به بیدان آمد، مانند گردی است که هر جا میچرخد، خانه و زندگیات را زیر و رو میکند.
به تحصیل صد من شراب آمدهستدو اسبه ز فرطِ شتاب آمدهست
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و شتاب زیاد، کسی دو اسب را برای آوردن صد من شراب فرستاده است.
گرفتش محصّل چو آنجا رسیدسراپای در زخم چوبش کشید
هوش مصنوعی: وقتی آن دانشجو به آنجا رسید، تمام بدنش را زیر ضربات چوبی که خورده بود، حس کرد.
درآویختش قاید خانهروبزدش بر کف پای بسیار چوب
هوش مصنوعی: او با سلاح به خانهاش رفت و بر پای او ضربههای زیادی از چوب زد.
بخورد آخرالامر چوبی دویستنفس راست میکرد و میگفت نیست
هوش مصنوعی: در نهایت، آن چوبِ دو نفره را برداشت و با خود گفت که هیچ چیز وجود ندارد.
یکی آمد و شد ضماندارِ اوخبر داشت از یک نهانزار او
هوش مصنوعی: یک نفر وجود داشت که از وضعیت و سرنوشت او خبر داشت و به راز و رمزهای وجودش آگاه بود.
کلندی بیاورد و بشکافتنددو خم پر شراب بهین یافتند
هوش مصنوعی: یک شخص کلندر (دگراندیش و آزاداندیش) آمد و دو ظرف پر از شراب را شکافتند و بهترین شراب را پیدا کردند.
فرستادهٔ ما ز پس میدویدقضا را سراسر بدانجا رسید
هوش مصنوعی: فرستادهٔ ما به دنبال سرنوشت میدوید و در تمام مسیر به آنجا رسید.
از آن جمله پنجاه من بار کردچو رقاص کاچول بسیار کرد
هوش مصنوعی: شخصی از جمعیت بسیار زیادی چند نفر را انتخاب کرد، مانند رقصندهای که در مجلس شلوغ و شاد، حرکات زیادی انجام میدهد.
درآمد ز در همچو خر در خلابشده پست در زیر خیک شراب
هوش مصنوعی: وارد شدن شخصی به محیطی شبیه به وضعیتی دشوار و پایین که در آن زیر فشار و در حالت نامناسبی قرار دارد، مانند وضعیتی که فردی مست در معرض مشکلات و چالشها قرار میگیرد.
برآمد خروشی به شادی ز جمعبرافروختند از فرح هم چو شمع
هوش مصنوعی: تجمعی شکل گرفت که با شادی و سرور، صدایی بلند و شاداب سر دادند و همگی مانند شمعی که روشن شده، از خوشحالی درخشیدند.
محصّل خمش برد و جانش بسوختتنش کرد ریش و روانش بسوخت
هوش مصنوعی: دانشآموز غم و اندوه خود را برداشت و روحش را به تنگنا کشید و در پی آن، بدنش را رنجور کرد و جانش را سوزاند.
دل ما بیازرد از آن بیفروغبدان خورده سوگندهای دروغ
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر آن بیفروغ آزرده شده، چون با سوگندهای دروغین آزار دیده است.
پس از هفتهای دیدمش بر گذربدو گفتم ای مرد کوتهنظر!
هوش مصنوعی: بعد از یک هفته او را در خیابان دیدم و به او گفتم: ای مرد با دیدگاه محدود!
اگر باز در جمع مستان روینباید که با مکر و دستان روی
هوش مصنوعی: اگر دوباره در جمع خوشگذرانان باشی، باید از نیرنگ و تزویر پرهیز کنی.
نگفتی که مردی بود در میان؟که افتی ز آزار او در زیان؟
هوش مصنوعی: آیا نگفتی که مردی در بین بود که از آزار او در حال ضرر هستی؟