شمارهٔ ۱۰۰۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که با داشتن دوستی دلگرمکننده، از دشمنان نمیترسد و حتی اگر همه چیز به پایان برسد، حضوری دوستانه و عشق بهجاست. او تصریح میکند که در عشق و دوستی، خطاها نادیده گرفته میشوند و محبت واقعی از ارزش زیادی برخوردار است. شاعر اظهار میدارد که در کنار معشوق، هیچ نگرانی وجود ندارد و حقیقتی از عشق او فراتر از مرزهای زمان و مکان است. در نهایت، او به ناپایداری زندگی و inevitability مرگ اشاره میکند و میگوید که در برابر آن، تسلیم خیر و عشق است.
مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمناگر جهان به سرآید من و تو و تو و من
هوش مصنوعی: اگر تو دوست من باشی، از هیچ دشمنی نگران نیستم. حتی اگر دنیا به پایان برسد، من و تو همیشه در کنار هم خواهیم بود.
من و تو شرک بود آن تویی نه من غلطمز رویِ لطف بپوشی برین خطا دامن
هوش مصنوعی: من و تو در این رابطه مثل یکدیگر هستیم، تو هستی که درست میگویی و من اشتباه میکنم. از روی لطف و محبت این اشتباه من را نادیده بگیر.
بکش مرا تو بمان تا من از میان برومبه خونِ من نه دیت بر تو واجب و نه ثمن
هوش مصنوعی: بکش مرا و خودت زنده بمان تا من از این دنیا بروم؛ در این حال، خون من هیچ گونه بدهی یا مالیاتی به تو نمیآورد.
به منزلی که تو باشی مرا چه راهِ نزولکه در مقامِ ملایک نگنجد آهرمن
هوش مصنوعی: هر جایی که تو هستی، برای من چه نیازی به فرود آمدن است؟ چرا که در جایگاه تو، جایی برای چیزهای زشت و ناخوشایند وجود ندارد.
محبتّی که ز تو در درون سینۀ ماستنگنجد از رهِ انصاف در زمین و زمن
هوش مصنوعی: محبتی که از تو در دل ما وجود دارد، از نظر انصاف نمیتواند در محدوده زمان و مکان جا بگیرد.
به عهدِ حسنِ تو شد اهلِ راز را معلومکه هر که جز تو پرستید لات بود و وَثَن
هوش مصنوعی: با حسن و زیبایی تو، رازداران فهمیدند که کسی غیر از تو را خدا قرار دهد، در واقع بتپرستی کرده است.
بهارِ عمر چو بگذشت و روزگارِ نشاطچنان بود که به هنگامِ برگریز چمن
هوش مصنوعی: زمانی که بهار زندگی میگذرد و ایام خوشی به سر میآید، مانند روزهایی است که برگها از درختان میریزد و چمنها خشک میشوند.
نزاریا چه کنی چاره نیست جز تسلیمچو سیل بر بُنه افتاد و برق در خرمن
هوش مصنوعی: هر چه میکنی فایدهای ندارد و راهی جز پذیرش نداریم، مثل اینکه سیل بر درختان بیفتد و طوفان در کشتزار.
مرا برفت به غرب ز دست دامنِ دلکنار ارمن و گُرجم چه گُرج و چه ارمن
هوش مصنوعی: دل من از دست رفت و به غربی دور سفر کرد. کنار دل، دو قوم قرار دارند: ارمنیها و گرجیها، که هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند.