شمارهٔ ۱۰۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و شوری بیپایان نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر از مستی و شور حاصل از عشق خود میگوید و توضیح میدهد که هیچ نسبتی با عقل و نفس ندارد، چرا که در دنیای عشق، همه چیز تحت تأثیر معشوق قرار دارد. او بیان میکند که عقل و نفس در عشق با هم متحدند و منتظر آمدن معشوق هستند. شاعر آرزو میکند تمام موانع و تصورات را کنار بگذارد و فقط به معشوق فکر کند. او تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند جایگاه معشوق را در دل او بگیرد و هرچه که در جهان رخ دهد، در کنار عشق او بیاهمیت است. در نهایت، شاعر از خود میپرسد که باید به چه کسی درباره حال معشوق بگوید و به عقل اشاره میکند که دیگر نباید در مورد عشقش ملامت کند.
مستم از اقداحِ مالامالِ تووز شرابِ کشفِ وجد و حالِ تو
هوش مصنوعی: من غرق در زیبایی و ثروت تو هستم و از لذتهای عمیق و احساساتی که در وجود تو وجود دارد، مست شدهام.
نیست ما را نسبتی با عقل و نفسزآن که هر مرغی ندارد بالِ تو
هوش مصنوعی: ما هیچ ارتباطی با عقل و نفس نداریم، چرا که هر پرندهای نمیتواند به اندازه تو پرواز کند.
گرچه عقل و نفسِ ما در عینِ عشقهم سلامان است و هم ابسالِ تو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ذهن و روح ما در حالت عشق به تو، هم در کمال و هم در ضعف هستند.
عقل و نفس و جسم و جان آمادهاندمنتظر بر عزمِ استقبالِ تو
هوش مصنوعی: عقل، نفس، جسد و روح همگی آمادهاند و منتظر هستند تا به استقبال تو بیایند.
تا بر افتد کفر و دین و ما و منآرزومندم به استیصالِ تو
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که به هر شکست و ناامیدی برسم، حتی اگر باعث سقوط باورها و هویتم شود.
بر تو هرگز من نمیخواهم بدلهم تو باشی هم تویی اَبدالِ تو
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم که تو را به جای کسی دیگر ببینم، زیرا تو برای من بینظیری و هیچکس نمیتواند جایگزین تو باشد.
چون منی را خود به بازارِ قبولبر نیارد قیمتی دلّالِ تو
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند من نتواند در بازار ارزش و قیمتی پیدا کند، دیگر هیچ کس هم نمی تواند.
آسمان گر بر زمین افتد چه باکچون بود ثابتقدم حمّالِ تو
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم بر زمین بیفتد، نگران نباش چون تو همیشه ثابت و استوار هستی.
در جوارِ عشق، سدّی محکم استگو جهان بر هم زند زلزالِ تو
هوش مصنوعی: در کنار عشق، دیواری محکم وجود دارد که حتی اگر جهان را به لرزه درآورد، نمیتواند آن را تخریب کند.
بگذرانم وادیِ وهم و خیالگر برون آیم به استدلالِ تو
هوش مصنوعی: اگر از دنیای توهم و خیال گذر کنم و بیرون بیایم، با دلیل و منطقت میتوانم به درستی برسم.
با نزاری گفتم ای شوریدهسربا که گویم فصلی از احوالِ تو؟
هوش مصنوعی: با نازکی به او گفتم، ای دیوانه، با چه کسی از حال و روز تو صحبت کنم؟
گفت ای عقل از ملامت تا به کی؟چند از این بیهوده قیل و قالِ تو؟
هوش مصنوعی: ای عقل، از سرزنش کردن دیگران تا کی؟ چرا همچنان به این حرفهای بیهوده ادامه میدهی؟