تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۱۰۵۲

گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رووه که چه عیش کردمی تازه به تازه نو به نو
گه لبکش مزیدمی گه زنخش گزیدمیگه گلِ وصل چیدمی رنگ به رنگ بو به بو
گه شکرش ربودمی گه کمرش گشودمیگاه ز وصل سودمی سینه به سینه رو به رو
هم چو قدش ندیده ام سرو به هیچ بوستانگر چه بسی بگشته ام باغ به باغ جو به جو
چند ترا طلب کنم خانه به خانه در به درچند گریزی از برم کوچه به کوچه کو به کو