شمارهٔ ۱۰۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و بررسی اعتقادات و رفتارهای افراد میپردازد که به ظاهر بر اساس ایمان و اطاعت از قوانین هستند، اما در عمل تناقضهایی در گفتار و کردارشان مشاهده میشود. شاعر به طور خاص به دعوای اطاعت از قوانین (سلطان) اشاره میکند و از عدم وجود تقوا و ایمان واقعی در میان مردم گلایه میکند. او میپرسد که اگر کسی خود را مسلمان میداند، باید به تسلیم و یقین بر اساس ایمان عمل کند، ولی در حقیقت، افراد از انجام این عمل ناتوانند. بنابراین او به دنبال حقیقت و به دنبال اهل ایمان واقعی است و بر این نکته تأکید میکند که اگر در گفتار راستینی باشد، باید با عمل و باور قلبی نیز همخوانی داشته باشد. در نهایت، شاعر به شدت بر انتقاد از دوگانگی در گفتار و کردار تأکید میکند و میخواهد از تفکر superficial distancing کند.
برآوردند طوفان از جهان دیوان سلیمان کوز سحرِ سامری پر شد همه آفاق ثعبان کو
هوش مصنوعی: طوفانی بهپا شد که از دیوان سلیمان برمیخیزد، همانطور که همهجا از جادوگری سامری پر شده و به شکل مار درآمده است.
طبیبان عاجز و مضطر فرو ماندند از این علّتبلی دردِ فراوان هست اندک مایه درمان کو
هوش مصنوعی: پزشکان از درمان این بیماری ناتوان و ناچار ماندهاند. در حالی که درد بسیار زیاد است، ولی تنها دارویی کم و ناچیزی برای درمان وجود دارد.
زبان با دل چو نبود راست، ایمان کی بود صادقشهادت گوی بسیارند امّا اهلِ ایمان کو
هوش مصنوعی: وقتی زبان و دل با هم سازگار نباشند، هیچ ایمانی نمیتواند راستین و صادق باشد. افرادی که زیاد ادعای ایمان و شهادت میکنند فراوانند، اما در واقع کسانی که ایمان واقعی دارند، کم هستند.
تو دعوی می کنی با من که من در عالم رتبتمطیع حکم سلطانم و لیکن حکمِ سلطان کو
هوش مصنوعی: تو ادعا میکنی که من در این دنیا در مرتبهای هستم که از دستورات سلطان پیروی میکنم، اما آیا واقعاً حکم سلطان چه بوده است؟
اگر من با تو برگویم که حجّت نیست بی فرمانتو خواهی گفت اگر از حکمِ سلطان است فرمان کو
هوش مصنوعی: اگر من بگویم که هیچ دلیلی بر این موضوع نیست، تو به من خواهی گفت که اگر این حکم از طرف حاکم است، پس آن فرمان کجاست؟
منت گویم که کشفی می رود در عالمِ باطنتو خواهی حجّت آوردن که حجّت کیست برهان کو
هوش مصنوعی: من از تو میخواهم که به درون خود نگاهی بیندازی و از کشفی که در آنجا داری سخن بگویی. اگر بخواهی شاهدی برای این حقیقت بیاوری، بدان که گزینهها و دلایل مرتبط با آن کجا هستند.
مسلمانی اگر گویم به تسلیم است خواهی گفتدرست است این سخن آری مقرّر شد مسلمان کو
هوش مصنوعی: اگر بگویم که مسلمان واقعی کسی است که تسلیم فرمان خدا باشد، ممکن است بگویی که این حرف درستی است. اما حالا بگو که مسلمان واقعی کیست؟
مرا الزام خواهی کرد بر شرطِ مسلمانیسخن خود با سخن دان است امّا آن سخن دان کو
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مرا مجبور کنی که بر اساس اصول مسلمانی صحبت کنم، باید بدان که حرف من با کسی است که فهم و دانش دارد. ولی آن شخص علم و درک کجا است؟
نزاری پیشِ پا بنگر مگو اسرار پنهانیسخن خود با سخن دان است سخن دانی چو سلمان کو
هوش مصنوعی: به زیر پایت نگاه کن و اسرار پنهان را نگو. گفتارش با سخن گفتن دانا یکی است. آیا دانای سخن، مانند سلمان نیست؟