شمارهٔ ۱۰۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مفهوم زندگی و مرگ اشاره میکند و میگوید که حتی مردگان نیز میتوانند با نوشیدن شراب، زنده شوند. او از تلاش و همت دهقانان ستایش میکند که با کار خود گل و گیاه میکارند و غم را از بین میبرند. شاعر از ملامت دیگران هراسی ندارد و به اهمیت آینده و بهرهبرداری از زمان کنونی تاکید میکند. او به بندگی و طاعت بدون میل باطنی انتقاد میکند و به رحمت و عنایت الهی برای نجات از مشکلات اشاره میکند. در نهایت، شاعر نسبت به فریبکاری و تزویر هشدار میدهد و میگوید که در زندگی باید از فرصتها بهره برد و به شادی و لذت واقعی در زندگی بیندیشیم.
مسیح اگر به نفس کرد مردهای زندهبیا که مرده به می زنده می کند بنده
هوش مصنوعی: اگر مسیح به نفس خود فقیر مردهای را زنده کند، بیا و بشنو که مرده در اثر شراب زنده میشود.
غلام همّت دهقان و دست و بیل ویامکه شاخِ رز بنشاندهست و بیخ غم کنده
هوش مصنوعی: من از تلاش و پشتکار کشاورز و زحمتش بدم نمیآید، چون او با دستانش گلهای زیبایی میکارد و به عوض غم و اندوه، زندگی شادابتری را ایجاد میکند.
مرا چه غم که ملامت کنند مدعیانمحیط کی به دهان سگان شود گنده
هوش مصنوعی: من نگران نیستم که دیگران مرا سرزنش کنند؛ چون در واقع، حرفهای کسانی که ادعای حقدوستی دارند، مثل صدای سگان است و ارزش چندانی ندارد.
گذشته فایده برد از گذشته راست چنانکرسد نصیبهٔ آینده هم به آینده
هوش مصنوعی: گذشته از گذشته بهرهای میبرد، همانطور که آینده هم به آینده خود میرسد.
بیار تا تو چه داری به نقد و کیسهٔ نقدبه نقدِ وقت نگهدار زر پاینده
هوش مصنوعی: بیا ببینیم تو چه چیزی داری، و در کیسهات چه پولی است. در زمان کنونی، آن پول را برای آینده نگهدار.
مشو به طاعت بیطوعِ خویشتن مغرورکه بر عبادتِ ما میکند قضا خنده
هوش مصنوعی: به کارهایی که با دل و رغبت انجام نمیشوند، مغرور نشو، زیرا سرنوشت میتواند به سخره بگیرد آن عبادتی را که بدون عشق و اراده واقعی انجام میدهی.
مگر عنایت حق دست گیرِ ما باشدبه یمن طالع میمون و بختِ فرخنده
هوش مصنوعی: تنها در صورتی میتوانیم امیدوار باشیم که لطف و توجه خداوند دامانگیر ما باشد و این امید با خوشاقبالی و شانس خوب ما همراه شود.
برونِ زرق فروشان به ازرقِ تزویرمزیّن است و درونشان به حشو آگنده
هوش مصنوعی: ظاهر افرادی که فقط به ظواهر و فریب میپردازند، زیبا و جذاب به نظر میرسد، اما باطن آنها پر از افکار بیمورد و پوچ است.
ز بیمِ آتشِ دوزخ ز آب بر مشکنبهادری نکند لشکریِّ ترسنده
هوش مصنوعی: از ترس آتش جهنم، آب را به زمین نریز وگرنه هیچ نیروی شجاعتی وجود ندارد که بتواند یک ارتش ترسیده را متحد کند.
شراب خواره چه ماند به ظالمی که چو سیلبه یک مصادره سد خان و مان برافکنده
هوش مصنوعی: یک آدم شرابخور که به ظلم و ستم مشغول است، هیچ چیزی از کسی باقی نمیگذارد؛ او مثل سیلی است که سدها را میشکند و خانه و زندگی مردم را خراب میکند.
غنیمت است به جان جرعهای و تا یابیبخر نزاری، مشنو که نیست ارزنده
هوش مصنوعی: به جانت میارزد که از زندگی لذت ببری و تا زمانی که فرصت داری، آن را به خوبی صرف کن. به هیچ چیز دیگری اهمیتی نده، زیرا ارزشش را ندارد.