شمارهٔ ۱۰۸۵
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به عشق و زیبایی نادیده اشاره میکند و میگوید که عشق اساسیترین و زیباترین چیزی است که میتوان تجربه کرد. او به تضاد میان دیدن و نادیدن اشاره میکند و بیان میکند که عشق از مبدأ فطرت سرچشمه میگیرد و تغییری نمیکند. شاعر همچنین تأکید میکند که عقل نمیتواند عشق را درک کند و بسیاری از مردم به خاطر نچشیدن بوی عشق، در تردید و اضطراب به سر میبرند. در نهایت، شاعر با اشاره به خود، به زندگی عاشقانه و آشفتهاش میپردازد.
ای مرا هم چو دیده نادیدهدیده بسیار خوشتر از دیده
هوش مصنوعی: ای معشوق من، تو برای من از چشمانم که هیچ نمیبینند، بسیار زیباتری و وجودت برایم دلپذیرتر است.
گر چه نادیده هم چو دیده توییکی بود هم چو دیده نادیده
هوش مصنوعی: اگرچه تو مانند چشم نادیدهام، اما هیچ چیز نمیتواند مانند چشم نادیده وجود داشته باشد.
غایتِ حدِّ حسن میدانیچیست نادیدهٔ پسندیده
هوش مصنوعی: آیا میدانی که بالاترین ویژگی زیبایی چیست، چیزی که بدون آن نمیتوان پسندیدهای را تصور کرد؟
آفرینش ز مبداءِ فطرتنی بدل گشته نی بگردیده
هوش مصنوعی: آفرینش از اصل و ذات خودش تغییر نکرده و دگرگون نشده است.
آسمان نام عشق برد مگربحر از آن مست گشت و جوشیده
هوش مصنوعی: عشق چون آسمانی است که نامش بر زبانها جاری میشود و این عشق چنان تاثیری دارد که مانند دریا، مست و فراوان میشود و جوانه میزند.
مغزش از دودِ دوزخ آگندههر که او بویِ عشق نشنیده
هوش مصنوعی: هر کسی که بوی عشق را تجربه نکرده، مغزش پر از دودی است که مربوط به جهنم میشود.
عقل خود از بساط عشق به عجزمهرهٔ اختیار بر چیده
هوش مصنوعی: عقل انسان به خاطر قدرت و تأثیر عشق، از توانایی انتخاب و ارادهاش ناتوان شده است.
ز آن نزاری همیشه آشفتهستکه همه ساله عشق ورزیده
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه به طور مداوم محبت و عشق میورزد، همیشه در حال آشفتگی و بیقراری است.