شمارهٔ ۱۰۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وفای محبوب به خود میگوید و از ناراحتیاش از نقض عهد او صحبت میکند. او به چشمان معشوق که مانند آهو فراری است اشاره میکند و از درد و غم ناشی از جدایی صحبت میکند. شاعر هر شب با غم او دست و پنجه نرم کرده و به یادش در آرزوی وصال است. او از سرنوشت محنتبارش سخن میگوید و آرزو میکند که ای کاش خبری از محبوب میشنید. در نهایت، شاعر بیان میکند که در تمامی ایام، به یاد محبوبش حتی یک جرعه هم نخورده است.
ای من به وفای تو رسیدهوز تو همه نقض عهد دیده
هوش مصنوعی: ای عشق من، من به وفاداری تو آشنا شدهام و از تو فقط خیانت و نافرمانی دیدهام.
آهو چشما چرا چو مجنونیکباره شدی ز ما رمیده
هوش مصنوعی: چرا چشمانت مانند مجنون، ناگهان از ما دور و رمنده شده است؟
هر شب ز غمت هزار طوفاندیدیم ز رستخیز دیده
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر اندوه تو، طوفانهای زیادی را تجربه کردیم و چشمانمان به خاطر این غم، به شدت متلاطم شده است.
در آرزوی رخِ تو هر دمجانی دارم به لب رسیده
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر زیبایی تو زندگی میکنم و شوق دیدنت باعث میشود که احساس کنم به پایان زندگی نزدیک شدهام.
بنگر که چهگونه شد به یکبارناگاه ز بختِ بغنویده
هوش مصنوعی: بنگر که چگونه به طور ناگهانی و به یک باره، به خاطر بخت و اقبال بد، اوضاع تغییر کرد.
پیمانِ نگار ما شکستهپیوندِ وصال ما بریده
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که با محبوب خود داشتیم، از هم پاشیده شده و ارتباط ما قطع شده است.
ای کاش که بودمی به عمریپیغام تو از کسی شنیده
هوش مصنوعی: ای کاش که من همیشه میتوانستم پیام تو را از کسی بشنوم.
بیچاره نزاری از تو شبهاخون خورده و غصهها کشیده
هوش مصنوعی: پدر بیچارهای که شبها به خاطر تو خیلی ناراحت و غمگین بوده، خون دل خورده و دچار غم و اندوه شده است.
با این همه روز و شب نبودهستبی یادِ تو جرعهٔی چشیده
هوش مصنوعی: با وجود تمام روزها و شبها، هرگز نتوانستهام بدون یاد تو حتی یک جرعه بنوشم.