شمارهٔ ۱۰۹۰
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به احساس عشق و دلتنگی خود اشاره میکند و از امید به وصال معشوق صحبت میکند. او میگوید به هر تلاشی دست میزند تا دوباره معشوق را ببیند و از ظلم رقیب شکایت میکند. همچنین اشاره دارد که عاشق بودن برای او سخت و پرمشقت بوده و با وجود تلاشها و زحماتی که کشیده، هنوز در دام عشق گرفتار است. در نهایت، به دلی که تحت تأثیر بیرحمی معشوق قرار گرفته، عمومی را نیز اشاره میکند که به خاطر غم عشق سرگردان و آواره شدهاند.
مگر وصال تو روزی شود دگربارهبه قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره
هوش مصنوعی: اگر روزی دوباره موفق به دیدن تو شوم، تمام تلاش خود را به کار میبرم و از هر راهی استفاده میکنم.
به رغم جانِ رقیبت چهگونه میخواهمکه خاک بر سرِ آن ظالم ستمگاره
هوش مصنوعی: با وجود اینکه رقیب تو را به دردسر انداخته، من چگونه میتوانم از این ظالم و ستمگر چیزی جز نفرت و تحقیر بخواهم؟
دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخالگرفته دستت و بوسیده باز چون یاره
هوش مصنوعی: به پای تو افتاده و همچون خلخالی که بر پا داری، دستت را گرفته و بوسیده است، مانند یاری که به تو نزدیک است.
به حسنِ تو نبود دلبری جفا پیشهبه بخت من نبود عاشقی جگرخواره
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث بیوفایی دلبران نیست و عاشقی که دلش پر درد است، در نصیب من نیست.
چو مرغ زیرک اگرچه رمیده دل بودمبه دامِ عشق برآویختم دگرباره
هوش مصنوعی: مانند پرندهای زیرک، اگرچه دل من نگران و ترسان بود، اما دوباره به دام عشق افتادم.
ترا چه غم که ز جورِ تو چون نزاری زارهزار دلشده سرگشتهاند و آواره
هوش مصنوعی: تو چرا نگران هستی که به خاطر ظلم و ستم تو، هزاران دل زار و سرگشته شدهاند و آوارهاند؟