شمارهٔ ۱۰۹۱
هوش مصنوعی: شاعر بیان میکند که دوباره به عشق افتاده و خود را درگیر بلا کرده است. اگر عاقلانی مردم را سرزنش کنند، باید بدانند که او بار دیگر به عشق بازگشته است. او همچون شوریدگان، صدای عشق را به گوش همه رسانده و حتی اگر دیگران او را سرزنش کنند، او به عشقش پایبند است. شاعر میگوید که از اشکهایش نمیتواند رهایی پیدا کند، زیرا آتش عشق دوباره او را فراگرفته است.
به پای عشق درافتادهام دگربارهعنان به دستِ بلا دادهام دگرباره
هوش مصنوعی: من بار دیگر برای عشق به زانو درآمدهام و بار دیگر سرنوشت را به دست مشکلات سپردهام.
درِ ملامت اگر عاقلید مردم راخبر کنید که بگشادهام دگرباره
هوش مصنوعی: اگر عاقل باشید، به دیگران بگویید که من دوباره درِ انتقاد و ملامت را باز کردهام.
هزار بار چو شوریدگان منادی عشقبه گرد شهر فرستادهام دگرباره
هوش مصنوعی: بارها و بارها چون عاشقانی دیوانه، پیام عشق را به دور شهر منتشر کردهام و دوباره آن را تکرار میکنم.
رواست گر ز پسم سرزنش کنند که بازبه پیش عقل دراستادهام دگرباره
هوش مصنوعی: اگر دیگران به من انتقاد کنند که چرا عقب نشستهام، اشکالی ندارد، زیرا من دوباره به پیش عقل خود ایستادهام.
به آب چشم نزاری خلاص نتوان یافتز آتشی که درافتادهام دگرباره
هوش مصنوعی: برای تسکین درد دل، اشکها کافی نیستند و نمیتوان از شعلههای آتشینی که در دل دارم، خلاص شد.