شمارهٔ ۱۰۹۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک بانوی خاص به نام نغوله میپردازد. شاعر ویژگیهای ظریف و دلربای او را همچون چالاکی، زیبایی صورت و گردن او تعریف میکند. او از زنجیرهایی که به دور نغوله است نیز گلایه میکند و میپرسد چرا او را محدود کردهاند، در حالی که نغوله قابلیت صید دلها را دارد. در ادامه، شاعر به وقایع مختلف و چالشهای مربوط به زیبایی و جذابیت نغوله اشاره میکند و نشان میدهد که او حتی در میان مشکلات مختلف، هنوز هم مقامی خاص دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به داستان ناهمواریهای نغوله و تأثیرش بر دیگران، به زیباییاش ادامه میدهد.
زهی از عنبر سارا نغولهکمندست آن که داری یا نغوله
هوش مصنوعی: به به، چه بویی از عنبر به مشام میرسد! کمند کسی که آن عطر را دارد، درست در دستانش است.
ظریفت گفتن و چالاک رفتنلطیفت گردن و زیبا نغوله
هوش مصنوعی: تو با کلام نرم و لطیف خود صحبت میکنی و بهراحتی و با چالاکی حرکت میکنی؛ علاوه بر این، گردن زیبای تو جلوهای خاص به تو میبخشد.
چرا دربندِ زنجیرش فکندیمگر دارد چو من سودا نغوله
هوش مصنوعی: چرا او را در زنجیر محدود کردی؟ مگر او هم مثل من دل باخته و عاشق نیست؟
برای صید دلها گاه گاهیگره وا میکند عمدا نغوله
هوش مصنوعی: گاه بهگاه بهطور عمدی دلها را بهگونهای صید میکند که جان میگیرد و گرهاش باز میشود.
به دعوی کاکلت از سرفرازیبه پیشانی درآمد با نغوله
هوش مصنوعی: به خاطر ادعای بزرگت که باعث سربلندیات شده، بر پیشانیات نشانهای از آن دیده میشود.
به دادش لاجرم سروا بریدندچو خامش کرد کاکل را نغوله
هوش مصنوعی: برای کمک به او به ناچار سرش را بریدند، زمانی که او خاموش شد و گیسوانش را به هم ریختند.
ازین جا با دو شاخش بسته دارندکه بیرون آمد از یاسا نغوله
هوش مصنوعی: از این نقطه، با دو شاخ او را محکم نگه داشتهاند، چون از یاسا (قانون و مقررات) بیرون آمده است.
نزاری را بناگوشت بزد راهکه نه دل میبرد تنها نغوله
هوش مصنوعی: نزاری را به شدت مورد آزار و اذیت قرار میدهند، او در حالیکه دلش به درد آمده است، بهتنهایی در مسیر زندگی پیش میرود.