شمارهٔ ۱۱۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوق خود میگوید که چرا به عهد و پیمانشان وفا نکرده و رابطه را قطع کرده است. او یادآوری میکند که معشوق قلب و جانش را به خود سپرده و این رفتار او از نظر وی غیرقابل توجیه است. شاعر از زیبایی معشوق و اثراتی که این زیبایی بر مردم دارد سخن میگوید و از او میخواهد که دوباره دوستی را بپذیرد. در ادامه، او به معشوق هشدار میدهد که نباید در پی الکلیسم باشد و از آن غافل شود. او همچنین به دیگران اشاره میکند که نباید این گونه بیپروا و شاد باشند در حالی که عهدی بر دوش دارند. در نهایت، شاعر از حال خود میگوید که هرچند افسرده است، هنوز امید دارد که روزی دوباره مستی و شادابی را پیدا کند.
نگارا یاد میداری که با ما عهد پیوستیچرا پیوند ببریدی چرا سوگند بشکستی
هوش مصنوعی: ای معشوق، آیا به یاد داری که با ما پیمان بسته بودی؟ چرا این ارتباط را گسستی و چرا قسم خود را شکستی؟
چو ما را ملک دل کردی و ملک جان زدی بر همقبای عهد بگشادی کمر برخون ما بستی
هوش مصنوعی: وقتی دل ما را به تصرف خود درآوردی و جانمان را درهم آمیختی، عهد و پیمان را گسستی و بر پیکر ما که خون بر آن بستهای، کمربند دلبستگی بستی.
چنان یکباره ببریدی و ترک دوستی کردیکه مکتوبات یاران را جوابی باز نفرستی
هوش مصنوعی: بهگونهای ناگهانی ارتباط را قطع کردی و دوستی را رها کردی که حتی نتوانستی به نامههای دوستانت پاسخ بدهی.
قیامت میکند حسنت تعالی الله زهی فتنهفغان برخاست از مردم به هر محفل که بنشستی
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند قیامت است و این بهانهای شده تا در هر مجلسی از مردم فریاد و شگفتی برآید.
قبول دوستی کردی وداع وایهی خود کنکه ممکن نیست جان بردن ازین دعوی که پیوستی
هوش مصنوعی: اگر دوستی را پذیرفتهای، باید با جدایی نیز کنار بیایی، زیرا اینکه بخواهی روح خود را از این وابستگی جدا کنی، امکانپذیر نیست.
به پای خم نشستی سر بنه گردن مکش یاراکه پیل مست را با او خطا باشد زبردستی
هوش مصنوعی: به زانو نشستهای، سر را پایین نیاور، ای دوست، زیرا که نباید با موجودات قوی و نیرومند اشتباه کرد.
هنوز افسرده پندارد که خواهد مست شد وقتیاگر نقدی به دست آری ازین پس نسیه نپرستی
هوش مصنوعی: هنوز فکر میکند که زمانی خوشحال و سرمست خواهد شد، در حالی که اگر اکنون به چیزی واقعی دست یابد، دیگر به آرزوهای ناواقعی دل نبندد.
کسی از من نمیگوید به هشیاران که ای خاماننزاری از الست آورد با خود این همه مستی
هوش مصنوعی: هیچکس به هوشیاران نمیگوید که ای نادانان، از عالم پیش از تولد خود این همه شور و حال را به همراه آوردهاید.