شمارهٔ ۱۱۴۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و احساس ظلم و بیوفایی اشاره دارد. شاعر از معشوقهاش میخواهد که یکبار به خاطر او و وفای به عشق، از بیوفایی و دوری دست بردارد. او احساس میکند که معشوقهاش همیشه به او بیتوجه بوده و هیچگاه به خاطر او بیدار نشده است. شاعر با زبانی زیبا و نافذ به تصویر میکشد که عشقش چقدر دردناک بوده و چگونه معشوقهاش در برابر زجر و دوری او خویشتنداری کرده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در عشق واقعی، وفاداری و همدلی لازم است و یادآور میشود که معشوقهاش هرگز به سراغ عشق واقعی نرفته است.
با ما به وفا یک قدم ای یار نرفتیصد بار زبان دادی و یک بار نرفتی
هوش مصنوعی: ای یار، تو هیچگاه با ما به وفا قدمی برنداشتی، اگرچه صد بار به من وعده دادی، اما حتی یک بار هم به عهد خود وفا نکردی.
یک روز هوایِ منِ مظلوم نکردییک شب به مراد ِ منِ بیدار نرفتی
هوش مصنوعی: تو هیچ وقت به حال من که مظلوم بودم توجه نکردی و هرگز شب را به خاطر آرزوهایم بیدار نماندی.
عشاق بگویند و چو سوسن سخن آرنددر خونِ که زان نرگس ِ بیمار نرفتی
هوش مصنوعی: عاشقان سخن میگویند و از زیبایی به مانند گل نرگس صحبت میکنند، اما تو چرا از درد و رنج دلتنگیهای خود بیرون نرفتی؟
صد بار برفتی به سرِ کشته ی هجرانیک بار دگر بگذر و انگار نرفتی
هوش مصنوعی: بارها به عشق دوری رفتهای، یک بار دیگر بیا و انگار که هرگز نرفتهای.
تا بیش دگر گل نزند لافِ لطافتهرگز به تفرج سوی ِ گل زار نرفتی
هوش مصنوعی: به زودی دیگر گل نمیروید، هرگز در جستجوی زیبایی و لطافت به سمت مزرعه گل نرفتی.
در قاعده ی جور و جفا هیچ خلل نیستنیک است که باری ز سرِ کار نرفتی
هوش مصنوعی: در اصول ظلم و ستم هیچ نقصی وجود ندارد، خوب است که تو از این شرایط به دوری.
قدرِ حرمِ عشق ز من پرس تو زیرادر بادیه پای آبله در خار نرفتی
هوش مصنوعی: عشق و محبت ارزشی دارد که تنها از تجربهی عمیق و واقعی درک میشود. تو باید دربارهی ارزش این عشق بپرسید، چرا که من در مسیری پرخطر و دشوار پیش رفتم که دیگران جرأت نکردند.
نام تو به بد عهدی اگر چند برنجیزان رفت که با هیچ وفادار نرفتی
هوش مصنوعی: اگرچه نام تو به بی وفایی مشهور شده، این به خاطر آن است که هرگز با هیچ کسی به صداقت و وفاداری رفتار نکردی.
در بادیه ی عشق سراسیمه نزاریز آنی که به ترتیب و به هنجار نرفتی
هوش مصنوعی: در دل بیابان عشق، ناامید و پریشان هستی، به خاطر اینکه به روش و قاعدهای که باید، قدم نگذاشتی.