شمارهٔ ۱۱۶۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشقی عمیق و سوزان است. شاعر از ورود محبوبش صحبت میکند که مانند آتش بر خرمن عشق او میزند و این عشق را تبدیل به شعلهای سوزان میکند. او از محبوبش میخواهد که به شب بیاید و دوباره او را از خودخواهی نجات دهد. شاعر تصریح میکند که عشق او جذابتر از عقل و خرد است و در دنیای عشق، دیگر جایی برای خردمندی وجود ندارد. همچنین، او اشاره میکند که به خاطر عشق محبوبش، دلش را در غم او بسته و از هیچ چیز جز عشق او سخن نمیگوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق او نیکو و بیزحمت است و در دنیای عاشقی، صحبت از خوبی و بدی بیمعناست.
دوش آمدی و خرمن ما آتشی زدیامشب بیا و باز رهان بازم از خودی
هوش مصنوعی: دیشب تو به خانهام آمدی و آتش به خرمن احساساتم زدی. امشب دوباره بیا و این شعلهها را از وجودم خاموش کن.
خالی کنیم خانه ز بهرِ نزولِ دوستلابد برون شود همه چون تو درآمدی
هوش مصنوعی: باید خانه را از هر چیز بیمورد خالی کنیم تا برای ورود دوست آماده شود، پس همه چیز از خانه خارج میشود مگر اینکه تو بیایی و برگردی.
عشقِ تو آمد و رگِ مجنون فروگذشتاینجا چه جای عاقلی و جایِ بخردی
هوش مصنوعی: عشق تو در وجودم آنقدر عمیق شده که هیچگونه عقل و خردی در اینجا جایی ندارد.
لیلی و یک کرشمه و سد طعنه ی حسودماییم و هیچ چون همه یک بار بستدی
هوش مصنوعی: ما دو عاشق هستیم که با یک نگاه جلب توجه کردیم و تمام حسادتها و طعنههای دیگران را نادیده میگیریم. ما هیچ وقت دلسرد نمیشویم، چون تمام این تجربهها را با هم گذراندهایم.
دل در غمِ تو بستم و نگشاد از تو هیچمهرِ تو برگرفتم و در خونِ من شدی
هوش مصنوعی: دل را به خاطر غم تو به شدت در خود محبوس کردم و هیچ راهی برای فرار از این غم پیدا نکردم. محبت تو را دریافت کردم، اما این محبت به گونهای بود که من را در غم و اندوه فرو برد.
آری نزاریا تو همه نیک بین نه بدور عاشقی نُطُق مزن از نیکی و بدی
هوش مصنوعی: بله، ای نازنین، تو همیشه نیکوکار و خوش بین هستی. اما در عشق، از خوبی و بدی صحبت نکن.