شمارهٔ ۱۱۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیوفایی و دوری دوست شکایت میکند. او به یاد روزگارهایی میافتد که از دیدهی دوست پنهان مانده و به او میگوید که زمانه در حقش بیرحم بوده است. شاعر به طرف مقابل میگوید که نباید به خاطر خواستهها و تجملات دنیا، از وفا و دوستی دور شود. او همچنین به تجربههای تلخی که در رابطه با نازکدلان داشته، اشاره میکند و میخواهد که طرف مقابل، وفا و عهد را درک کند و به این نکته توجه داشته باشد که با قویها وارد مجادله نشود.
وفا نکردی و از دوستی بگردیدیصلاحِ خویش مگر شیوه ی دگر دیدی
هوش مصنوعی: تو به عهد و پیمان خود وفا نکردی و از دوستی فاصله گرفتی، شاید به خاطر این بوده که راه دیگری را برای بهبود اوضاع خود انتخاب کردی.
زمانه داد بسی روزگار هجرانمتو چون زمانه مگر چشم تیره در دیدی
هوش مصنوعی: زمانه به من روزهای زیادی از جدایی را داده است، آیا تو همچون زمانه، چشم تاریکی را در نگاه خود دیدی؟
مگر زمانه خلافِ منت نمود به خوابکه طرفه خوابی شیرینتر از شکر دیدی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است در خواب زمانه به تو خیری رساند که خوابی شیرینتر از شکر را تجربه کنی؟
کنون تُرُش منشین چون به عرض گه رفتیمتاعِ نازک و بازارِ تیز و تر دیدی
هوش مصنوعی: اکنون از رفتار ترش و ناراحت کنارهگیری کن، چرا که وقتی به عرصهی زندگی قدم گذاشتی، کالاهای حساسی را دیدی که در بازار پرهیجان و تند قرار دارند.
چو دست داد به من در وفا چه گفت ای دلبه چشم تجربه باری قدم بگردیدی
هوش مصنوعی: وقتی او با من در وفا دست داد، دل به من گفت: "با چشمان تجربهات، راستی که قدمی اضافی برداشتهای."
نزاریا نه ترا گفتهام که از خوبانوفا و عهد نبینی بگو اگر دیدی
هوش مصنوعی: به تو گفتهام که از انسانهای خوب و وفادار، انتظار وفا و پایبندی به عهد را نداشته باش. حالا اگر چنین کسی را دیدی، به من هم خبر بده.
نگفتمت تو نزاری نزاریا زنهارکه با قوی نکنی دست در کمر دیدی
هوش مصنوعی: من به تو گفتم که بیتوجهی نکن، چرا که ممکن است از دستت در برود. دیدی که نباید با قوی به خودت فشار بیاوری؟