شمارهٔ ۱۱۸۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوب خود خواسته که به حال او توجه کند و بر او سخت نگیرد. او از محبوب میخواهد که کمی به او رحم کند و لحظاتی را با او سپری کند. شاعر به عشق و دلدادگی خود اشاره کرده و میگوید که در آرزوی محبوبش دایماً در حال پرواز است. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و از درد و رنجی که عشقش برای او به همراه دارد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به محبوب خود سوگند یاد میکند که هرگز یاد او را فراموش نکند و از ستم بر او خودداری کند.
توقّع است که گوشی به حالِ ما داریروا مدار که آزارِ ما روا داری
هوش مصنوعی: انتظار میرود که به حال ما توجه داشته باشی و حق نداری که ما را آزردهخاطر کنی.
رعایتی کن و گردِ دلم برآی دمیمسیحِ جانِ منی یک دمی کجا داری
هوش مصنوعی: به خودت کمی رسیدگی کن و اجازه بده احساسات خوب به دلم برگردند، تو همان کسی هستی که جانم را شفا میدهی، اما یک لحظه هم از من دور نشو.
چو در هوایِ تو پیوسته می کنم طَیَرانمرا رسد که کنم دعویِ هواداری
هوش مصنوعی: هرگاه در آرزوی تو شبانهروز پرواز میکنم، به من الهام میشود که ادعای محبت و طرفداری تو را کنم.
اگر کنارِ من از گریه چون محیط شودبدیع نیست که چشمانِ آشنا داری
هوش مصنوعی: اگر در کنار من از شدت گریه به حالتی غمانگیز درآیی، عجیب نیست که چشمانت آشنا و پر از احساسات باشند.
ز آفتاب جمالت گر ارتفاع کنندبه فرق خطّ ِ تفاخر بر استوا داری
هوش مصنوعی: اگر زیباییات مانند آفتاب، بالا برود، بر روی سر تو نشانی از فخر و تفاخر وجود خواهد داشت که بر توصاف است.
اگر چه خطّ ِ تو خطّ ِ جفا کشید و لیکخطا نباشد چون روی در خطا داری
هوش مصنوعی: اگرچه نوشتههای تو به خطای بدی کشیده شده، اما چون خودت در اشتباه هستی، این خطا به تو نسبت داده نمیشود.
نثارِ پایِ تو اشکم اگر گهر خواهیفدایِ جانِ تو جانم اگر رضا داری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی اشکهایم را به پای تو نثار کنم، به جانم قسم که جانم فدای تو خواهد بود، اگر خودت راضی باشی.
دلم ببردی و صبر و شکیب و خواب و قراردگر چه ماند مگر قصدِ جانِ ما داری
هوش مصنوعی: دل من را ربودید و دیگر چیزی از صبر و شکیبایی و آرامش برایم نمانده است، آیا جز این است که قصد جان ما را دارید؟
ز دودِ آهِ نزاری بترس و ظلم مکناگر چه دستِ ستمگاری و جفا داری
هوش مصنوعی: از دود و غم اندوه نزار بپرهیز و ظلم نکن، حتی اگر قدرت ستمگری و بیرحمی در دست داری.
به خاکِ پایِ تو سوگند میدهم بر توکه گهگهی ز نزاریِ زار یاد آری
هوش مصنوعی: به خاک پای تو قسم میخورم که گاهی به خاطرات عذابآور من فکر کنی.