شمارهٔ ۱۲۰۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فردی میگوید که اگر دل و امیدی دارد نباید غمگین بماند و از زندگی لذت ببرد. او encourages میکند که با عشق و وصال دلخوش باشد و از رنج و اندوه دوری کند. شاعر به او توصیه میکند که از جنون عشق بگذرد و خود را از افکار آزاردهنده رها کند. او همچنین به فردی که در بلاتکلیفی به سر میبرد، یادآوری میکند که نباید در مشکلات و زاریها گرفتار بماند و باید به جلو حرکت کند. در نهایت، اشاره میکند که تنها مشکل واقعی عشق است و باقی مسائل ممکن است قابل حل باشند.
بی می منشین اگر دلی داریوز عمر امید حاصلی داری
هوش مصنوعی: اگر دلی داری و از عمر خود امیدی به دست آوردن چیزی داری، نباید بدون شراب بنشینی.
خرم دل بی غم تو گر خاطربا عهد وصال مقبلی داری
هوش مصنوعی: دل شاد و بیغم من تنها زمانی است که یاد تو و وعده دیدارمان را در خاطر دارم.
مجنون شو و دم مزن دگر تا کیخود را به محل عاقلی داری
هوش مصنوعی: دیگر از عقل و خرد سخن نگو و مجنونوار زندگی کن، زیرا مدت زیادی است که به فکر عاقل بودن هستی.
از خود به در آی اگر از او خواهیبشتاب که دور منزلی داری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی سریعتر به هدف خود برسی، باید از خودت فراتر بروی و به سوی آنچه میخواهی حرکت کنی، زیرا هنوز راهی طولانی در پیش داری.
دی گفت یکی که ای سر آشفتههمواره تو پای در گلی داری
هوش مصنوعی: دی یکی گفت که ای فرد پریشان، همیشه در مشکلات و سختیها غوطهور هستی.
گفتم چه کنم که من به گردابمتو خوش بنشین که ساحلی داری
هوش مصنوعی: گفتم چه کار کنم که من در مشکلات و سختیها قرار دارم، تو با آرامش بنشین چون تو به ساحل امنی دسترسی داری.
چندین چه کنی نزاریا زاریبر پای مگر سلاسلی داری
هوش مصنوعی: چقدر باید گله و زاری کنی؟ مگر اینکه از غمهای ناگوار خود رهایی پیدا کرده باشی.
موقوف چه مانده ای نمی دانمجز محنت عشق مشکلی داری
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا درنگ کردهای، جز اینکه عشق تو درد و مشکل بزرگی برایت به وجود آورده است.