شمارهٔ ۱۲۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یار خود میگوید که وقت یاری و کمک کردن فرا رسیده است و از او میخواهد که بیشتر از این بیاعتنایی نکند. او احساس ناامیدی و بیپناهی میکند و میگوید که تحمل جفا و بیتوجهی دشوار است. شاعر از محبت و یاد دوستان میگوید و به یار خود هشدار میدهد که نباید به او بیمحلی کند. او همچنین از درد و رنجی که از جدایی کشیده، سخن میگوید و میخواهد که با دیدن یار، آرامش یابد. شاعر در نهایت از یار میخواهد که او را نرنجاند و اجازه ندهد که دچار ناامیدی و دردسری بیشتر شود.
بیا یارا که آمد وقتِ یاریمرا بی خویشتن تا چند داری
هوش مصنوعی: بیا دوست، زمان کمک کردن به من فرا رسیده است. تا کی میخواهی بدون همراهی و کمک من باقی بمانی؟
به نومیدی چو من بی چاره ای راروا باشد که ضایع می گذاری
هوش مصنوعی: آیا درست است که کسی مانند من، که در ناامیدی به سر میبرد، فرصتی را از دست بدهد؟
جفا بردن ز دشمن بر امیدیبسی آسان تر از نومیدواری
هوش مصنوعی: آزار دیدن از دشمن در حالی که امیدی به او داری، بسیار آسانتر از ناامید شدن از کسی است.
بسی جور از فراقت بردم ای دوستز دشمن تا کی آخر بردباری
هوش مصنوعی: من از دوری تو گرانیهای زیادی را تحمل کردهام، ای دوست، اما از دشمنی تا کی میخواهم صبر کنم؟
مباش آخر بدین نامهربانیکه یاد از دوستان هرگز نیاری
هوش مصنوعی: با بیمحبتی به دیگران ادامه نده که هرگز یاد دوستان را فراموش نخواهی کرد.
شکیبایی مدار از من توقّعکه من معذورم از آشفته کاری
هوش مصنوعی: از من توقع صبر و شکیبایی نداشته باش، چون من در این بینظمی و آشفتگی عذر و بهانه دارم.
ملاقاتی که رویت باز بینمهمین میخواهم از مولا به زاری
هوش مصنوعی: اگر دوباره بتوانم چهرهات را ببینم، همین برایم کافی است و با دلنگرانی از پروردگار خواستار آن هستم.
به رغبت جان به جانان واسپارمهمین باشد طریقِ حق گزاری
هوش مصنوعی: با کمال میل جانم را به معشوق میسپارم، و این بهترین راهی است که میتوان در پیش گرفت.
مقاماتی برون آرم که عشّاقبیاموزند از من جان سپاری
هوش مصنوعی: دوستانم را به مراحل بالای عشق میرسانم تا آنها از من بیاموزند چهگونه باید جان خود را برای عشق فدا کنند.
چو من در بی خودی مشهور دهرمز من شینی نباشد بی قراری
هوش مصنوعی: من در حالتی از بیخودی و فراموشی شناخته شدهام، اما از من انتظار نداشته باشید که بیقراری و ناآرامی داشته باشم.
میازار آخر ای یار دل آزارنزاری تا به کی زار و نزاری
هوش مصنوعی: ای یار دلخسته، دیگر مرا آزار نده، زیرا نمیدانم تا چه زمان باید در اندوه و زاری بمانم.