شمارهٔ ۱۲۴۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلباختگی و عشق است. شاعر به محبوب خود میگوید که زیباییاش کافی است و نباید از دل کسی که عاشقش شده، غافل بماند. او از محبوب میخواهد با ناز و طنازیاش، دل شکستهاش را نوازش کند و به او توجه بیشتری داشته باشد. همچنین شاعر به محبوب یادآوری میکند که ناز و فریبش ممکن است درد و رنجی به همراه داشته باشد و در نهایت از او میخواهد تا به احساساتش اهمیت دهد و دل او را نشکند. مضمون شعر مملو از احساسات عاشقانه و نداشتن امید در برابر بیتوجهی معشوق است.
چه دلبری که به دل داریی نپردازیهمین و بس که دل می بری به طنّازی
هوش مصنوعی: چه زیبایی که تو هیچ توجهی به دل نمیکنی، فقط همین که با زیباییات دلها را میافریزی و سر به سر میگذاری، کافی است.
به پیش خلق ز جور تو پرده بردارماگر ز رخ نفسی پرده برنیندازی
هوش مصنوعی: اگر تو از چهرهات غباری کنار نزنی و خودت را نشان ندهی، من هم از ظلم و ستم تو در برابر دیگران پرده برمیدارم.
دلم ز پای درآمد بیا و دستم گیرسری به کار درآور مکن سرافرازی
هوش مصنوعی: دل من به شدت دچار مشکل و ناکامی است. لطفا بیایید و به من کمک کنید، اما بدون اینکه به خودتان زحمت زیادی بدهید.
به خوبی تو چه نقصان رسد اگر نفسیدلِ شکسته دلی را به لطف بنوازی
هوش مصنوعی: اگر تو به یک دل شکسته محبت کنی، خوبی تو چرا دچار نقصان میشود؟
نیاز بنده و ناز تو چند برداردبه حسن یک دو سه روزه این چنین چه می نازی
هوش مصنوعی: چقدر من به محبت و توجه تو نیاز دارم، مگر میشود که با زیبایی یک روز یا دو روزهات اینقدر به خود ببالیم و مغرور شویم؟
عنان عقل رها کن که هیچ نگشایدز نقش بندی و طرّاری و عجب سازی
هوش مصنوعی: رها کن کنترل فکرت را، زیرا هیچ چیزی از هنرگرایی و شکلسازی و شگفتیهای دنیا برایت نخواهد گشود.
ز من حیا نکنی از خدا نیندیشیکه هر زمان به جفا حیله ای نو آغازی
هوش مصنوعی: اگر از من حیا نکنی و به خدا نیندیشی، باید بدانی که هر بار به نیت بد و فریب جدیدی دست میزنی.
اگر حواله ی کار تو با خدای کنممسلّمت نشود با خدا حیل بازی
هوش مصنوعی: اگر من کار تو را به خدا واگذار کنم، دیگر نمیتوانی به او دروغ بگویی یا فریبش بدهی.
شبی که گوش کنی ناله نزاری رااگر چه سنگ دلی هم چو موم بگدازی
هوش مصنوعی: اگر شبی صدای نالهای از دلی شکسته را بشنوی، حتی اگر سنگی و بیاحساس باشی، قلبت به نرمی وادار به تغییر خواهد شد.