شمارهٔ ۱۲۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساسی عمیق از بیتوجهی و longing (آرزو) اشاره دارد. شاعر با وجود مشغلههای طرف مقابل، امیدوار است که او به خاطر لطفش کاری برای او انجام دهد. او از عشقش به طرف مقابل سخن میگوید و آرزو دارد که فقط یه نظر به او بیندازد. شاعر از درد و رنجی که به خاطر عشقش متحمل میشود، صحبت میکند و در نهایت به این امید اشاره میکند که شاید در نیمه شب، طرف مقابل به او توجه کند و از او دلجویی کند.
گر چه مشغولی و با بنده نمی پردازیهم توانی ز سر لطف که کاری سازی
هوش مصنوعی: هرچند مشغول هستی و به بنده توجهی نمیکنی، اما اگر بخواهی با محبت و لطف، میتوانی کاری انجام دهی.
از سر پای اگرت هیچ بود دست رسیچاره ای ساز که بر من نظر اندازی
هوش مصنوعی: اگر دسترسی به من نداری و نمیتوانی به من نگاه کنی، راهی پیدا کن تا بتوانی به من توجه کنی.
آرزومندم و زین بیش ندارم طاقتچه شود گر سر مرحمتم بنوازی
هوش مصنوعی: آرزوی زیادی دارم و دیگر نتوانم بیشتر از این تحمل کنم، اگر تو با محبت به سر من نوازش کنی، چه میشود.
نیم جان دارم و در باخته ام با تو به طوعکار جان ار چه نگیرند به بازی بازی
هوش مصنوعی: من نیمی از جانم را به تو دادهام و با این حال، به خواستهی تو تسلیم شدهام. حتی اگر جانم را در این بازی نگیری، باز هم در این بازی حضور دارم.
آه اگر نیمه شب مست کمین بگشاییبه شبیخونی و بر جان نزاری تازی
هوش مصنوعی: ای کاش، اگر در نیمه شب به کمین بیفتی و به صورت ناگهانی بر جان نازک کسی حمله کنی.