شمارهٔ ۱۲۷۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ غم و سحر عشق است. شاعر به زیبایی یک معشوق اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که فریب زیباییهای ظاهری و ظرافتهای عشق را نخورد. او هشدار میدهد که عاشق نشدن و بیحس بودن، تنها به بیحاصلی منتهی میشود و باید از طمع در وصل عشق خودداری کرد. شاعر همچنین به کسانی که به عشق و زیبایی خوب اهمیت نمیدهند، مشاوره میدهد که باید برای جستجوی عشق تلاش کنند و از کاهلی پرهیز کنند. در نهایت، او به مخاطب توصیه میکند که به عشق و احساسات خود بپردازد و از تردید و بیعملی دوری کند.
غمزه ی مست صنم بابلیزلف پر آشوب بت غنغلی
هوش مصنوعی: چشمک زدن معشوقهی مست و زیبا با موهای پریشانش، شادی و درهمی سحرانگیز را به وجود میآورد.
اینهمه سحر مکن ابلهیو آن همه دام است مکن غافلی
هوش مصنوعی: به واکنشها و ترفندهای کسی توجه مکن که خود را در این مسیر گم کرده و مراقب باش که به دام نیفتی و فریب نخور.
روی نکو آفت جان و دل استدل به نکویان مده ار عاقلی
هوش مصنوعی: زیبایی چهره ممکن است جان و دل را آزار دهد، پس اگر عاقل هستی دل را به زیبایان نسپار.
نی غلطم مرتبه ی اهل دلاز چه بلندست از این بی دلی
هوش مصنوعی: چرا اهل دل اینقدر در اوج و بلندی هستند، در حالی که من در این بیدلی غوطهورم؟
رو طمع از وصل ببر زان که هستحاصل بی دل همه بی حاصلی
هوش مصنوعی: بهتر است از امید به وصال دست برداری، زیرا کسی که قلبش خالی است، هرگز به چیزی دست نخواهد یافت.
با تو ندارد سر پیوند عشقتا طمع از وایه ی خود نگسلی
هوش مصنوعی: عشق تو زمانی به عمق میرسد که از خودخواهی و طمع دست برداری.
رخت به سر منزل عشاق کشکهل شدی تا به کی از کاهلی
هوش مصنوعی: لباس خود را به عشق بپوش و از تعلل دست بردار، که این کار به کجا کشیده خواهد شد.
با خودی خویش نزاری مروزین پس اگر عالم آن منزلی
هوش مصنوعی: دیگر برای خودت از زندگی ناامید نباش؛ زیرا اگر آدمی به تلاش و کوشش ادامه دهد، به مقصودش خواهد رسید.