شمارهٔ ۱۲۹۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر با محتسب صحبت میکند و از او میخواهد که در مورد توبه از نوشیدن می با او همراهی کند. او به محتسب میگوید که هم آنها در یک وضعیت قرار دارند و اگر قرار بر توبه باشد، هر دو باید این کار را انجام دهند. شاعر همچنین بیان میکند که مشکلات و غمها را میتوان با نوشیدن می فراموش کرد و او هیچ باری از احساسات خود را بر دوش دیگری نمیگذارد. او معتقد است که مسائل و مشکلات زندگی نیاز به حلی دارند و در نهایت به خداوند تکیه میکند و تأکید میکند که نمیتوان از لذتهای زندگی دست برداشت. شاعر با انتقاد از فقیهان خشک نیز میگوید که باید از عشق و دوستی بهرهمند شد تا زندگی شیرینتر شود.
گفت به من محتسب که توبه کن از میپیر شدی توبه بعد از این نکنی کی
هوش مصنوعی: محتسب به من گفت که از نوشیدن شراب توبه کن، زیرا تو به سن پختگی رسیدهای. بعد از این اگر دوباره این کار را بکنی، دیگر توبهات چه فایدهای خواهد داشت؟
گفتمش آری من و تو هر دو به یک بارتوبه کنیم ار موافقت کنی از می
هوش مصنوعی: به او گفتم که بیایید هر دو یکبار با هم توبه کنیم، اگر تو هم موافقت کنی از شراب.
باک نباشد ز عهده هم به در آییمگر ز در ما برون نمی شود این پی
هوش مصنوعی: نگرانی نداشته باش، حتی اگر از پس این مشکل برنیاییم، مهم این است که اگر کسی بخواهد از ما جدا شود، نمیتواند به راحتی این کار را انجام دهد.
دفع ملالت ضرورت است اگر نهاز پی تقوا کی اختیار کنم قی
هوش مصنوعی: برای دوری از ملالت و کسالت باید اقدام کرد، وگرنه چگونه میتوانم در مسیر تقوا و پرهیزگاری قدم بردارم؟
ضامن این داوری منم نه تو زنهاربر دل خود هیچ بار ننهی ازین هی
هوش مصنوعی: من ضامن این قضاوت هستم، نه تو. مواظب باش که بر دل خود هیچ باری را نگذاری.
مدعیان را بغل تری بدهم منبر صفتی کز مسامشان بچکد خوی
هوش مصنوعی: من به مدعیان یک بغل از چیزی میدهم که از آن، خوی واقعی و درونشان نمایان میشود.
مشکل ما قاضی القضات کند حلمحضر این ماجرا دگر که کند طی
هوش مصنوعی: مشکل ما تنها با قاضی بزرگ حل میشود؛ این داستان نیازمند حضوری جدی و مداخلهای دیگر است.
چنگ به دامان او زنیم که هم اوبر سر ما افکند ز روی کرم فی
هوش مصنوعی: بیایید به دامن او چنگ بزنیم، چرا که او به خاطر لطفش بر سر ما سایه افکنده است.
گر ندهد توبه ور دهد نتوان شدمعترض البته بر مصالحه ی وی
هوش مصنوعی: اگر کسی توبه نکند یا اگر توبهاش قابل قبول نباشد، نمیتوان بر مصالحه و توافق او اعتراض کرد.
خود که شکیبد ز جوهری که خواصشقوت جان و دل است و قوت رگ و پی
هوش مصنوعی: خود را که با صبر و استقامت آشنا کردهای، به خاصیتی از یک جوهر میماند که نیروی جان و دل را به همراه دارد و توان بدن و انرژی زندگی را تقویت میکند.
کی نفس از ما دگر به عیش برآیدبر دل ما روزگار اگر نهد این کی
هوش مصنوعی: زمانی که روزگار بر دل ما سنگینی کند، دیگر نفس ما نمیتواند به خوشی و عیش بپردازد.
طعنه ی سرد از فقیه خشک نزاریخاصیت ز مهریر و قاعده ی دی
هوش مصنوعی: انتقاد سرد و بیاحساس از یک عالم خشک و بیروح، نتیجهای است از محبت و نظم ناشی از دیوانگی عشق.