شمارهٔ ۱۲۹۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره ناتوانی در ترک مینوشی و رابطهاش با آن است. شاعر ابتدا ادعا میکند که دیگر نمیخواهد مینوشد اما میداند که این توبهاش واقعی نیست. او به تیرگی و گناهکاری خود را میپذیرد و میگوید که به دور از قضاوت جامعه باید آزاد باشد. همچنین به احساس رضایت و آرامش در نوشیدن میپردازد، حتی با وجود تلخیاش. به طور کلی، شاعر به این نتیجه میرسد که نوشیدن می جزو هویت او شده و ترک آن برایش دشوار است.
دروغ است کی کرده ام توبه از میمن و توبه از می ، ز می توبه هی هی
هوش مصنوعی: من هرگز از نوشیدن شراب توبه نکردهام و اصلاً نیازی به توبه از آن نمیبینم، چرا که از تلخی دوری نمیکنم.
نخواهم دگر خورد گفتم و لیکننگفتم که کردم به کُل توبه از می
هوش مصنوعی: دیگر نخواهم نوشید، این را به خودم گفتم، اما نگفتم که واقعاً از می و نوشیدن به طور کامل توبه کردهام.
به حکم الی اَصّلِه کُلُّ شیءبه می بازگشتم چه شَیء و چه لاشی
هوش مصنوعی: به خاطر اصول اصلی هر چیز، دوباره به می و نوشیدن آن بازگشتم، چه چیز باشد و چه بیاهمیت.
به یرلیغ اولجایتوخانِ اعظمکه نافذ نبوده ست بعد از قرلتی
هوش مصنوعی: این بیت به یک فرمان یا اعلامیه مهم در تاریخ اشاره دارد که به سلطنت اولجایتوخان، یکی از پادشاهان مغول، مربوط میشود. در این جمله به نظر میرسد که به یک اتفاق یا یک وضعیتی اشاره شده که پس از یک دگرگونی یا وقوع حادثه خاصی، شرایطی به وجود آمده است که در آن فرمان یا تصمیمات خاصی که قبلاً نافذ نبودند، حالا ممکن است تغییر کنند. به طور کلی این بیانگر وضعیت تغییر یافتهای است که در رابطه با قدرت و اختیار در زمان سلطنت اولجایتوخان به وقوع پیوسته است.
گنه کار آزاد و بخشیده باشدنپرسند از او چون چرا کو کجا کی
هوش مصنوعی: گناهکار که آزاد و بخشیده شده است، دیگر از او نپرسند که چه زمانی و کجا و چرا این اتفاق افتاده است.
منم آن گنه کارِ آزاد کردهمکن محتسب گو تفحّص مزن پی
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که گناهانش را بخشیدهاند، پس از من کار به بررسی نزن و دخالت نکن.
نمی بایدم نه حریف و نه ساقینمی خواهم آوازِ چنگ و دف و نی
هوش مصنوعی: من نه به کسی نیاز دارم و نه به مشروبات، و از صدای سازها و موسیقی هم چیزی نمیخواهم.
به مِعلاق اگر بر زنندم تن و جانبه قلّاب اگر بر کشندم رگ و پی
هوش مصنوعی: اگر به زنجیرم بکشند و به سختی به بند بکشند، حتی اگر جان و جسمم را بگیرند، چیزی نمیشود که در برابر عشق و محبت تسلیم شوم.
دگر باره کردم مکرّر قوافیمن و گوشهی خلوت و شیشه ی می
هوش مصنوعی: دوباره به سراغ شعر و قافیههایم رفتم و در گوشهای آرام، مشغول نوشیدن شراب شدم.
اگر چند تلخ است جان است و شیرینمرا کی به سر بود و کی باشد از وی
هوش مصنوعی: هرچند زندگی گاهی تلخ و دشوار به نظر میرسد، اما در عین حال شیرینیها و لذتهای خاصی هم دارد. نمیدانم چه زمانی این تلخیها تمام میشوند یا چه زمانی به پایان میرسند.
چو بر اعتدالش خورم با مزاجمموافق بود گر بهارست وگر دی
هوش مصنوعی: وقتی که به تعادل و توازن برسم، وضعیت برای من چه در بهار و چه در زمستان مناسب خواهد بود.
چنان در دلم جا گرفته است محکمکه وقتِ ضرورت دریغ آیدم قی
هوش مصنوعی: حسی در دل من پیدا شده که آنقدر قوی و عمیق است که در مواقع نیاز، نمیتوانم آن را به راحتی از دست بدهم.
مرا خضر از این آب داده ست و گفتهچنان خور که من تا بمانی چو من حی
هوش مصنوعی: من از خضر (نماد راهنمایی و دانش) آبی دریافت کردهام و او به من گفته است که باید به گونهای زندگی کن که مانند من باقی بمانی و عمر طولانی داشته باشی.
اگر عکسِ کشتّیِ می بَر یَم افتدمحیطِ از خجالت شود غرق در خَوی
هوش مصنوعی: اگر تصویر یک کشتی در دریا بیفتد، به خاطر شرم و حیایی که دارد، آن دریا غرق در حسرت و اندوه خواهد شد.
نگوید دگرباره رضوان ز طوبااگر بر سرش افکند خّمِ می فی
هوش مصنوعی: نگو دوباره که رضوان (بهشت) از درخت طوبا (درختی در بهشت) صحبت کند، اگرچه خمِ می (جرعهای از شراب) بر سر او بیفتد.
نزاری طمع بگسل از اهلِ دنیاوزان پس جهان گیر بر حاتمِ طی
هوش مصنوعی: از دنیای مادّی و زرق و برق آن دست بردار و بعد از آن، به دنبال فضائل و صفات نیکویی مانند سخاوت و بزرگواری برو که حاتم طایی نماد چنین ویژگیهایی است.
درین دور شد خوار فرشِ بزرگیسزد گر بساطِ بزرگی کنی طی
هوش مصنوعی: در این زمان، ارزش فرش بزرگ از بین رفته است. بهتر است اگر میخواهی در جایگاه بزرگی قرار بگیری، بساط را به خوبی برپا کنی و خودت را به نمایش بگذاری.