شمارهٔ ۱۳۳۱
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی از جمله عشق، حسد و حرص میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که اگر میخواهد گنجی پنهان پیدا کند، باید به ویرانی و زوال فکر کند. او همچنین به دو عادت منفی، یعنی حرص و حسد، اشاره میکند و از شاعر درخواست میکند که این درد را درمان کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که برای رفع مشکلات و چالشها باید از پشیمانی و ناگفتنیها توبه کرد.
به یک غمزه شهری پریشان کنیبه عمدا گذر گر بر ایشان کنی
هوش مصنوعی: با یک نگاه دلربا میتوانی شهر را به هم بریزی، اگر با نیت خاصی از کنار آنها بگذری.
مشعبد صفت گر شوی در حجاباز این طرفه بازی فراوان کنی
هوش مصنوعی: اگر به صفات خودخواهی و دلسردی دچار شوی، در این دنیای رنگارنگ و پر از شوخی و سرگرمی، خیلی زیاد بازی و تظاهر میکنی.
فرود آی در کنج ویران مناگر گنج خواهی که پنهان کنی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال گنجی هستی که آن را مخفی کنی، به گوشهی ویران من بیا و فرود بیا.
وگر نه گذر کن بر ارباب بخلچو خواهی که معمور ویران کنی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زندگیات را به خطر بیندازی، به سراغ کسانی برو که فقط در فکر خود هستند و هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست.
دو علت یکی حرص و دیگر حسدچنین درد را هم تو درمان کنی
هوش مصنوعی: دو دلیل وجود دارد: یکی حرص و دیگری حسادت. این دو مشکل را میتوانی درمان کنی.
ببر هرچه در آفرینش دلی ستچو در بنده شد چاره جان کنی
هوش مصنوعی: هر چیزی که در عالم وجود دلی دارد، آن را از خود دور کن و به روح و جان بنده کاری کن.
چو برخواستند از سر جان و دلبرایشان همه مشکل آسان کنی
هوش مصنوعی: وقتی که انسانها با همه وجود و عشق به پا میخیزند، همه دشواریها و چالشها برایشان به سادگی حل میشود.
نه چندان که در امتحان گاه قهرقیامت برآری و طوفان کنی
هوش مصنوعی: نه آن قدر که در زمان امتحان، خشم روز قیامت را به پا کنی و همه چیز را ویران کنی.
ز ناگفتنی هاش توبه کنیز نا کردنی ها پشیمان کنی
هوش مصنوعی: از کارهایی که انجام ندادهای، پشیمان شو و از چیزهایی که نمیتوانی بیان کنی، توبه کن.