شمارهٔ ۱۳۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس بیاعتمادی و نگرانی خود نسبت به وفاداری دوستانش اشاره میکند. او نمیداند که آیا دوستی که از او انتظار دارد هنوز به عهد خویش پایبند است یا خیر. شاعر میگوید که اگرچه ممکن است دوستان او از او دور شوند، اما عشق و علاقهاش به آنها به اندازهای عمیق است که هیچ چیز نمیتواند او را از آنان جدا کند. او همچنین به درد و رنجی که از جدایی و بیوفایی تحمل میکند اشاره کرده و بیان میکند که او هیچگاه از دوستانش دست نمیکشد، حتی اگر به او صدمه بزنند. در نهایت، شاعر به بیخبری از سرنوشت خود و تأثیرات عشق و دوستی بر زندگیاش میپردازد.
شنیده ام که تو با دوستان وفا نکنیمن اعتماد ندارم که عهد می شکنی
هوش مصنوعی: شنیدهام که تو به دوستانت وفا نمیکنی و من به خاطر همین به عهد و پیمان تو اعتماد ندارم.
به شیوه دگر افتاده ای ندانم دوشچه خواب دیده ای امروز باز در چه فنی
هوش مصنوعی: تو به روش دیگری رفتار کردهای و من نمیدانم دیشب چه چیزی در خواب دیدهای. امروز هم دوباره در چه زمینهای صحبت میکنی.
چه خوانمت به که مانی جز این نمیدانمکه آفت دل و دینی بلای جان و تنی
هوش مصنوعی: به جز این که نمیدانم چه چیزی میتوانم بخوانم، میفهمم که غم دل و دین، مصيبت روح و بدن است.
به هر جفا که توانی مرا زپیش برانکه از تو تلخ نباشد بدین شکر دهنی
هوش مصنوعی: هر گونه آسیبی که میتوانی به من برسانی، من را از خود دور کن. اما بدان که این دوری برای من تلخی نخواهد داشت، چون شیرینی زبانم به عشق توست.
که باشد آنکه تو را بیند و ندارد دوستولی چنان نه که من دارمت چنان که جان منی
هوش مصنوعی: کسی هست که تو را میبیند و دوستت ندارد، اما عشق من به تو اینقدر عمیق است که تو برای من به اندازه جانم ارزشمندی.
ز غیر دوست بپرداختیم خانه دلنه هم تو شاهد مایی که صاحب الوطنی
هوش مصنوعی: ما خانه دل را از غیر دوستان خالی کردیم؛ تو تنها شاهدی که صاحب این دیار هستی.
به شرط آن سپر انداختیم بر سر آبکه از تو باز نگردیم اگر به تیغ زنی
هوش مصنوعی: ما زمانی به میدان جنگ آمدیم که حاضر شدیم هرگونه خطری را تحمل کنیم و از تو و عشق تو دور نشویم، حتی اگر در این راه، آسیب ببینیم یا به ما ضربهای وارد شود.
خلاص چشم ندارد چو من گرفتاریاز آن کمند که در گردن فلک فکنی
هوش مصنوعی: چشمی مثل من که در دام عشق گرفتار شده، نمیتواند از این وضعیت نجات یابد؛ زیرا این عشق مانند کمندی است که بر گردن آسمان افکنده شده و رهایی از آن ممکن نیست.
نزایا نه تو را گفته ام که دیده ی شوخسرت به باد دهد عاقبت نگر نکنی
هوش مصنوعی: من به تو گفتهام که نگاهی بازیگوشانه ممکن است عواقبی به دنبال داشته باشد. بهتر است که مراقب عواقب کارهایت باشی.