شمارهٔ ۱۳۳۸
هوش مصنوعی: بهار است و مجلس خوشی برپاست، بیا و ساغر می به دستم بده تا از این لحظههای لذتبخش بهرهمند شوم. من و تو در این دنیا به دنبال شادی و سرور هستیم و نباید از می نوشیدن پرهیز کنیم. بیگمان لذت حقیقی در نوشیدن نهفته است و کسانی همانند حاتم طایی و خسرو سینا نیز در پی این لذت به زانو درآمدند. آنگاه که مینوشی، حسی عمیق در وجودت به جریان میافتد که هیچ عقل سلیمی نمیتواند آن را درک کند و در واقع لذت و سرخوشی در همین بیخبری و رهایی از قید و بندهاست. پس بیایید از این می بنوشیم و از زندگی لذت ببریم.
بر آواز چنگ و رباب و دف و نیبنه بر کفم ساقیا ساغرِ می
هوش مصنوعی: به آواز سازها و نواهای خوش، ای ساقی، جام می را در دستانم بگذار.
بهارست و مجلس بهشت است و اکنوناگر کاسه این جا نگیری کجا کی
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و جمعی در بهشتی که در اینجا برپا شده، هستند. حالا اگر در این لحظه از این نعمت بهرهمند نشوی، پس کجا و چه زمانی میخواهی این خوشی را تجربه کنی؟
نه من از در لایَجوز و یَجوزمنه تو نیز هم درخور شی و لاشی
هوش مصنوعی: نه من به مقام و جایگاه تو دسترسی دارم و نه تو لیاقت آن را داری که به من نزدیک شوی.
به من جام پر جان بده چاره ای کنکه این جان کند جانِ دل مرده راحی
هوش مصنوعی: به من یک جام پر از زندگی بده و راه حلی پیدا کن تا این جان بیجان را از حالت مردگی نجات دهی.
بخور ور بپرسد زتو اوستادتکه آموختت خمر خوردن بگو وی
هوش مصنوعی: بخور و اگر استاد تو از تو بپرسد که چه کسی به تو خوردن شراب را یاد داده، بگو او بود.
تو هم نوش کن جرعه ای تا ببینیکه چون است حال و چه ذوق است هی هی
هوش مصنوعی: نوشیدن یک جرعه از این نوشیدنی را تجربه کن تا بفهمی حال و هوای آن چطور است و چه لذتی دارد.
گریبانِ جانت چنان سخت گیردکه در دامن افتد ز پیشانی ات خوی
هوش مصنوعی: اگر روح تو به شدت گرفتار شود، آنقدر که به عرق پیشانیات بیفتد و دامنات را به خود بگیرد.
چنان در دلت جای گیرد کزان پسز افراطِ لذت دریغ آیدت قی
هوش مصنوعی: به قدری در دلِ تو جا میگیرد که پس از آن، از افراط لذت که به دست آوردهای، پشیمان خواهی شد.
ازین می مگر بوی برده ست اگر نهچرا کرد بی طاقتی حاتم طی
هوش مصنوعی: اگر این شراب بوی خوبی دارد، پس چرا حاتم طائی به شدت بیتابی میکند؟
ازین جام خورده ست اگر نه چرا شدچنان مست و بی خویشتن خسرو کی
هوش مصنوعی: اگر از این جام نوشیده نشده، پس چرا خسرو اینقدر مست و بیخود شده است؟
سخن در قوافی اگر نه چه لافینزاری به مرموز چون گم کنی پی
هوش مصنوعی: اگر در شعر قافیهها خوب سخن نگویی، مانند لاف زدن بیدلیل، به رازی که در دل داری نمیرسی و آن را گم میکنی.
اگر لایقِ صحبتِ عقل بودینرفتی برون قیسِ بی چاره از حی
هوش مصنوعی: اگر شایسته گفتگوی عقلانی بودی، هرگز مانند قیسِ بیچاره، از حی نرفته بودی.