شمارهٔ ۱۳۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از یک پیامرسان میخواهد که پیامی از او به معشوق برساند و برای او خدمت کند. او از زیبایی و چالاکی معشوقش سخن میگوید و به پیک میگوید که اگر زحمتی بکشد، کمکش کند. شاعر به عشق عمیق خود اشاره کرده و از آتش دل شیدا و آرزوهایش برای دیدار معشوق سخن میگوید. او همچنین تأکید میکند که هر کس به عشق میرسد، ممکن است دچار جنون و دیوانگی شود و میپرسد که چه دستاوردی جز مستی از عشق به دست آمده است. در نهایت، او بینهایت مشتاق دیدار معشوقش است و از شوق و حسرت خود میگوید.
محرمی کو که پیامی برد از من جاییخدمتی رفع کند پیش جهان آرایی
هوش مصنوعی: کیست که پیام من را به کسی برساند و در جایی به من کمکی کند تا در پیش چشمان مردم، مقام و منزلتی پیدا کنم؟
عجبی ، نادرهیی ، طُرفه کشی ، چالاکیشکرینی ، نمکینی ، صنمی ، زیبایی
هوش مصنوعی: عجبا! تو موجودی نادر و باورنکردنی هستی که به شدت جذاب و زیبا هستی. لطافتی شگفتانگیز و شیرینی خاصی داری که تو را از دیگران متمایز میکند.
امشب ای پیکِ صبا گر قدمی رنجه کنیمستغاثی سوی مولا بری از مولایی
هوش مصنوعی: امشب ای پیامآور نسیم، اگر کمی زحمت بکشی و به سمت ما بیایی، میتوانیم خود را به درگاه معبودمان برسانیم.
به بهشتی صفتی ، حوروشی ، جانبخشیاز جگر سوخته ای ، دلشده ای ، شیدایی
هوش مصنوعی: تو مانند بهشت زیبایی، چهرهات چون حوریان است و وجودت زندگیبخش است. تو از آتش دل سوختهام برآمدهای و جانم را پر از شوق و محبت کردهای.
وحیِ مطلق بود از رویِ حقیقت رمزیکه ز مملوک بری سویِ ملک سیمایی
هوش مصنوعی: وحی مطلق از حقیقتی عمیق به سوی موجودی دیگر میافزاید، که از حالت بندگی به حالت فرمانروایی و زیبایی تغییر میکند.
گو بر امّیدِ ملاقات تو تا چند آردهر دم از خیلِ خیالت به سرم غوغایی
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر دیدار تو باشم که هر لحظه از یاد تو در سرم هیاهویی ایجاد میکند؟
هیچ نقصان نکند مملکتِ حسنِ تراگر دمی شاد کند خاطر غمفرسایی
هوش مصنوعی: هیچ آسیبی به سرزمین زیبایی تو نمیزند، اگر فقط یک لحظه دل غمگین را خوشحال کند.
قبلة جانِ من آنجاست که او را دیدمو او نگوید که ترا دیدهام آخر جایی
هوش مصنوعی: جهت دل من جایی است که آن شخص را ملاقات کردم، هرچند او نمیگوید که من را در جایی دیده است.
آرزو میکندم باز شبی زلفینشحلقه در گردنِ خود کرده چو مار افسایی
هوش مصنوعی: آرزو دارم شبی دوباره زلفهای او را به دور گردنم حلقه بزنم، همانطور که یک مار به دور خود میپیچد.
راست گفتند که با سر به درآید از پایهرکه در سر چو نزاری رَوَدش سودایی
هوش مصنوعی: اگر کسی در دلش آرزویی بزرگ داشته باشد، به سرعت و با قوت در راه آن حرکت میکند و نمیتواند از پای خود برگردد.
خوار منگر به عزیزان که نیابی چو منیخاصه در وصفِ جمالِ تو سخن پیرایی
هوش مصنوعی: به کسی که در جستجوی عزیزان است، نگو که در زیبایی و صفات تو، مانند من شخص دیگری را نخواهد یافت.
به جز از مستی و دیوانگی و بیخویشیچه بود حاصل ایّامِ قدح پیمایی
هوش مصنوعی: جز از شوق و هیجان و جنون و بیخودی، در روزهایی که مشغول نوشیدن و لذت بردن بودم، چه چیزی بدست آوردم؟