شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: شاعر از کسی میپرسد که حالش چگونه است و ناراحت است از اینکه بدون او باید زندگی کند. او در شهر کسی را نمیشناسد و از درد و رنج خود میگوید و از طرفی انتظار دارد دیگران نیز به حال و روزش توجه کنند.
گویند به من که چونی و حالت چیستاز مرگ بتر که بی تو می باید زیست
هوش مصنوعی: به من میگوید که حالت چطور است و چگونهای، اما از مرگ بترس زیرا بدون تو باید به زندگی ادامه دهم.
در شهر کسی دیگر نمی دانم کیستکو محنت من شنید بر من نگریست
هوش مصنوعی: در شهر کسی را نمیشناسم که درد و رنج من را بشناسد و به من توجه کند.