تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۱۱۴

هرگز دل من ز بخت خشنود نبودمی خواست ولی ز عشق پر سود نبود
بگذشت شب عمر و در و حاصل منچون اول افسانه همه بود و نبود