شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت چهره محبوب است. شاعر به ویژگیهای ظاهری معشوق اشاره میکند و میگوید که لبهای او به شکر میمانند و زیباییاش از هر چیزی دیگر فراتر است. او درباره بوسه و عشق صحبت میکند و میگوید که بوسهای از لبهای محبوب، ارزشی فراتر از زندگی دارد. همچنین به طور کنایهآمیز اشاره میکند که زیباییها و محبتها گاهی باعث درد و رنج نیز میشوند. شاعر در نهایت میگوید که با تمام زیبایی و ناز محبوبش، او به خاطر محبت و عشقشان به یکدیگر نزدیکتر هستند.
رخت از ماه و لبت از شکرستآنت ازین وینت از آن خوبترست
هوش مصنوعی: پوشش تو از زیبایی ماه است و لبهایت شیرین و دلنشیناند. تمام زیباییهای تو از این و آن، بهتر و بینظیرتر به نظر میرسند.
بر رخت بوسه کجا شاید داد؟که نظر نیز محل نظرست
هوش مصنوعی: بر چهرهات بوسهای نثار کنم؟ در حالی که خود نگاه نیز جای توجه دارد.
نه میان نیست میان تو ز لطفوین عجبتر که میان کمرست
هوش مصنوعی: میان تو و لطف، فاصلهای وجود ندارد و این واقعیت جالبتر است که فاصله در میان کمر تو قرار دارد.
تا لبت را نرسد چشم بداندر زبانها همه نام شکرست
هوش مصنوعی: تا هنگامی که لبهای تو به نگاه دیگران نرسد، در زبانها همه از شیرینی و شکرگونهای تو میگویند.
بوسه یی از لب و دندان خوشتخون بهای دو جهان خوش پسرست
هوش مصنوعی: یک بوسه از لب و دندان زیبای تو، ارزش و بهایی برابر با دو جهان خوشحال را دارد.
از چه ناشسته رخم می خوانیکه رخم شسته بخون جگرست
هوش مصنوعی: چرا از من که چهرهام هنوز نپاک شده است، حرف میزنی؟ چهرهام اگر پاک شود، به مانند خون جگر خواهد بود.
بدکنی با من و گویم که مکنگوئیم نیکست، اینم بترست
هوش مصنوعی: اگر بدی با من کنی و من بگویم که نکن، این کار برای من خوب نیست و اوضاع را بدتر میکند.
با رخ و غمزۀ تو می سازمکه گل و خارتو با یکدگرست
هوش مصنوعی: من با زیبایی و ناز تو زندگی میکنم، چرا که جمال و لطافت تو با هم همخوانی دارند.