شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر اعتراف میکند که دوری از محبوب اختیاری نیست و احساس میکند که بخت به او یاری نمیکند. او به چالشهای عشق و بیقراری ناشی از آن اشاره میکند و میگوید که هرکس در جستجوی آرامش در عشق باشد، در واقع در اشتباه است. عشق، به زعم او، با رنج و فداکاری همراه است و عاشق واقعی باید تحمل و بردباری داشته باشد. در نهایت، شاعر میگوید کسانی که نمیتوانند بار عشق را بر دوش بکشند، بهتر است خود را از معرکه کنار بکشند.
دوری از یار اختیاری نیستلیک ما را ز بخت یاری نیست
هوش مصنوعی: دوری از محبوب کاری نیست که ما انتخاب کرده باشیم، اما متأسفانه ما از جانب سرنوشت و شانس یاری نمیشویم.
چه کنم؟ با ستیزه رویی بختچاره الّا که سازگاری نیست
هوش مصنوعی: چه کار کنم؟ در برابر مشکلات و ناهماهنگیهایی که سرنوشتم به من تحمیل کرده، هیچ راهی جز سازگاری و سازش ندارم.
هم ز عشقت بپرس حال دلمگر بقول من استواری نیست
هوش مصنوعی: از عشق تو بپرس که حال دلم چگونه است، اگر به گفتهی من استواری و ثباتی وجود ندارد.
تا بگوید که بی توام شب و روزکار جز ناله ها و زاری نیست
هوش مصنوعی: او میخواهد بگوید که بدون تو، شب و روزم فقط به ناله و حزن میگذرد و هیچ کار دیگری ندارم.
عشق و نام نکو چگونه بود؟عشق جز رنج و جان سپاری نیست
هوش مصنوعی: عشق و نام نیک چگونه است؟ عشق تنها با رنج و از خودگذشتگی به دست میآید.
ای که در عشق عافیت طلبیغلطست این که می شماری نیست
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق به دنبال آرامش هستی، بدان که این خواستهات اشتباه است و آنچه به نظر میرسد، واقعیت ندارد.
هر کجا عشق، مستی و پستیستعلم و زهد و بزرگواری نیست
هوش مصنوعی: هر جا که عشق و شور و شوق وجود دارد، نشانهای از علم، زهد و بزرگی نیست.
عاشق تر از سرزنش کجا ترسد؟عاشقی جز که بردباری نیست
هوش مصنوعی: عاشق کسی نیست که از انتقاد و سرزنش بترسد. در عشق، تنها صبر و تحمل وجود دارد.
بر سر کوی عاشقان چه کندهر کرا برگ عجز و خواری نیست؟
هوش مصنوعی: هر کسی که در زیر باری از ناتوانی و ذلت قرار ندارد، در سر راه عاشقان چه کاری خواهد کرد؟
گو برو آب روی خویش مبرهر کرا روی خاکساری نیست
هوش مصنوعی: برو و آبروی خود را حفظ کن، زیرا هر کسی که به خاکساری و فروتنی نپردازد، شایسته احترام نیست.