شمارهٔ ۷۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که دلش هر شب به خاطر عشق درد میکشد و این درد آنقدر عمیق است که حتی چرخ روزگار نیز به نالههای او واکنش نشان میدهد. او از بیماریی صحبت میکند که به جای ناله از درد و درمان، با عشق و نالههای عاشقانه همراه است. دل او در صبحگاه طوری میرقصد که گویی به نالهی مرغان در باغ جواب میدهد. شاعر همچنین به قدرت درد دلش اشاره میکند که اگر کوه صدای نالهاش را بشنود، خود نیز به نالیدن میافتد. او از تشنگی لبهایش به آب زندگی صحبت میکند و بر این نکته تأکید دارد که هر دل عاشق دیگری که به یاد معشوق ناله کند، به همین حال دچار درد و رنج خواهد شد.
دلم هر شب از عشق چندان بنالدکه از آه او چرخ گردان بنالد
هوش مصنوعی: دل من هر شب به خاطر عشق آنقدر ناله میکند که انگار صدای آههایش باعث ناراحتی و درد در چرخ گردان جهان میشود.
ندانم چه بیماریست این که جانمننالد ز درد و ز درمان بنالد
هوش مصنوعی: نمیدانم این چه مشکلی است که جانم از درد نمینالد، اما از درمان ناراضی است.
به رقص اندر آید دل از سینهٔ منسحرگه که مرغی ز بستان بنالد
هوش مصنوعی: دل من در سحرگاه به شدت شاد و سرزنده میشود و مانند پرندهای که از باغ ناله میکند، احساساتی پر از عشق و نشاط را تجربه میکند.
چو چنگ ارزنی یک سرانگشت در منز من هر رگی بر دگر سان بنالد
هوش مصنوعی: چون ساز چنگی به آرامی با یک انگشت مینوازند، اگر حتی یکی از رگهای من را لمس کنی، به درد و ناله در میآید.
اگر بشنود کوه، نالیدن منز درد دل من دو چندان بنالد
هوش مصنوعی: اگر کوه صدای ناله من را بشنود، از درد دل من هم بیشتر ناله خواهد کرد.
لبی کو به خاک درش تشنه باشدعجب نیست کز آب حیوان بنالد
هوش مصنوعی: اگر کسی لبهائی داشته باشد که به خاک درش تشنه باشد، عجیب نیست که از آب حیات شکایت کند.
به تیمار هجران گرفتار گرددهر آن دل که از ناز جانان بنالد
هوش مصنوعی: هر دلی که به خاطر دوری از معشوقش ناله کند، حتماً به درد هجران مبتلا خواهد شد.