شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به صبحی نویدبخش و امید به زندگی اشاره دارد. شاعر از خواب خوش خود و بیداری به گوشهای از دنیای شاداب و پرنشاط میگوید. او از زیباییهای صبح، مانند بوی گل و باده، و از دلشورههای شادابی وجودش صحبت میکند. شاعر به مستی و شوق زندگی تأکید دارد و از زمانه و فراز و نشیبهای آن نگران است. او دعوت میکند تا از لحظات زندگی بهرهبرداری کنیم و از غمها و مشکلات غافل شویم. در نهایت، با نگرانی از گذران زمان و تلخیهای آن، بر لزوم لذت بردن از زندگی تأکید میکند.
دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟بساز چنگ و برآور خروش رستاخیز
هوش مصنوعی: صبح دمیده است، آیا بیدار نمیشوی مثل بخت خوش من؟ ساز را بردار و صدای سرزندگی را برافراز.
ببوی باده بر آمیز نکهت گل راکه شب بروز بر آمیخت صبح رنگ آمیز
هوش مصنوعی: بوی خوش شراب را با عطر گل در هم بیامیز، زیرا شب با صبح رنگ و بویی تازه به هم آمیخته است.
مرا ز مستی دست قدح ستان بنماندبدست خویش قدح را بحلق من در ریز
هوش مصنوعی: حال من به قدری مست است که دیگر نمیتوانم جام را از دست بگیرم. به خودت زحمت نده و جام را در حلق من بریز.
بجام باده فرو برسرم وگر ترسیکه غرقه گردم، زلفت بسست دست آویز
هوش مصنوعی: از خداحافظی و فراموشی بگذر و بگذار باده در جامم بریزند و اگر از غرق شدن در عشق تو بترسم، موهایت را به عنوان دلیلی برای نگه داشتن خودم انتخاب میکنم.
محیط چرخ دخانیست، چشم ازو بفکنبسیط خاک غباریست، از سرش برخیز
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک دود است که در حال چرخش است و اگر به آن نگاه کنی، فقط یک محیط بیاعتبار و گذرا را میبینی. بنابراین بهتر است از این فکرها کنارهگیری کنی و به حقیقتی که فراتر از ظواهر است، توجه کنی.
نه آسمانی، با ما زمان زمان بمگردنه روزگاری ،با ما نفس نفس مستیز
هوش مصنوعی: نه زمان را به روزهای گذشته و آینده بسنج، بلکه در هر لحظه با ما زندگی کن. زندگی را به تکرار نگذران و با ما همراه باش.
بدست رطل گران دادیم باوّل باربپای مستی اگر مردی از سرم مگریز
هوش مصنوعی: در ابتدا، با آزمایش سنگین و دشواری روبهرو شدم و به خاطر مستی و غرق شدن در خوشیها، اگر واقعاً مردانگی داری، از کنارم فرار نکن.
ترا که گفت که چون روزگار هر ساعتبلا چون ریگ بغربال چرخ بر من بیز؟
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به من بگویی که در این دنیا با این همه مشکلات و مصائب که هر لحظه به من نازل میشود، چه باید بکنم؟