شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: این شعر به تأکید بر دوری از غم و ناراحتی اشاره دارد. شاعر به دل میگوید که از غمهای مختلف پرهیز کند، مگر اینکه غم عشق محبوبش باشد. او همچنین به یادآوری میپردازد که اگر محبوب نیز در غم او نیست، پس چرا باید غم بخورد. شاعر از بیفایده بودن تلاشهایی که بدون عشق واقعی انجام میشود سخن میگوید و تأکید میکند که نباید به غمهای بیمورد و غیرضروری اهمیت داد. در نهایت، او به لذتی که در عشق و شراب وجود دارد اشاره میکند و توصیه میکند که از مستی و خوشیها غافل نشویم.
مخور ای دل غم بسیار مخورور خوری جز غم دلدار مخور
هوش مصنوعی: ای دل، غمهای بیپایان را نخور، و اگر قرار به خوردن غم باشد، تنها غم عشق محبوب را بپذیر.
نه غم یار عزیزست؟ آن نیزاگرت هست نگهدار مخور
هوش مصنوعی: آیا رنج دوری از محبوب مهم نیست؟ اگر هم چنین رنجی وجود دارد، بهتر است نگران نباشی و از آن دوری کنی.
یار تیمار تو چون می نخوردپس تو بی فایده تیمار مخور
هوش مصنوعی: اگر یار تو مانند شراب نمینوشد، پس هیچ فایدهای ندارد که به او محبت و مراقبت کنی.
خه! چنین خواهمت، احسنت،ای یارغم من اندک و بسیار مخور
هوش مصنوعی: آه! من چنین آرزو دارم، خوشا به حال تو، ای دوست، اندوه من را کم و زیاد نکن.
من ز عشق تو زیم یا میرمتو خود البّته غم کار مخور
هوش مصنوعی: من به عشق تو زندگی میکنم یا از دنیا میروم، تو هیچ غمی به دل راه نده.
پشت من بشکن و پیمان مشکنخون من می خور وز نهار مخور
هوش مصنوعی: به من آسیب بزن و قول و قرارهای گذشته را زیر پا نگذار، اما از خون من بهرهبرداری کن و از غذای من استفاده نکن.
چشم تو دوش لبت را می گفتبا فلان ، باده دگر بار مخور
هوش مصنوعی: چشم تو به لبان تو اشاره میکند و میگوید که با آن شراب مشخص دوباره هوس نکن.
لب تو گفت بدو خیز بخسبتو که مستی غم هشیار مخور
هوش مصنوعی: لب تو به من میگوید که برخیز و به سمت من بیا، زیرا در حالت مستی زندگی نکن و غمهای هشیاری را فراموش کن.